Sent to you by گریلا via Google Reader:
Things you can do from here:
- Subscribe to Donbaleh.com using Google Reader
- Get started using Google Reader to easily keep up with all your favorite sites
اخبار جامعه آتئيست هاي كورد ايراني ( آتئيسته كان جه ماوه ري كورده ئاتيسته كاني ئيران ( آتئيسته كان) جامعه آتئيست هاي كورد ايراني ( آتئيسته كان يا ايكاس ) Iranian Kurdish Atheist Society (IKAS or Atheistakan)
تهاجم فرهنگی، هنر متعهد، هنرمند ارزشی، هنرمندان مسلمان، هنر دینی، هنر و ادبیات مقاومت و واژههایی از این دست جزو ادبیات رایج کارگزاران و و تئوریپردازان فرهنگی جمهوری اسلامی از بدو پیروزی انقلاب بوده است. از ابتدای انقلاب و پس از فروکش کردن جو پر التهاب آن و همزمان با تسویه حساب با احزاب و گروهک های غیر دینی مانند حزب توده، هنرمندان دگر اندیش نیز زیر تیغ جمهوری اسلامی رفتند. هر کس که کمی متفاوت میاندیشید سرنوشتش اگر زندان و اعدام نبود، دستکم ناچار به گوشه نشینی یا مهاجرت میشد. جمهوری اسلامی همان طور که با انقلاب فرهنگی سعی در یکدست کردن دانشگاه ها و محیط های علمی داشت، با تشکیل حوزه هنری همین هدف را در میان قشر هنرمند و نویسنده دنبال میکرد. همین شد که بعد ها بسیاری از عرصههای فرهنگی و هنری از مدیریت تا بهرهمندی از بودجه های کلان، نصیب کسانی شد که زیر چتر حوزه هنری و سازمان های مشابه گرد آمده بودند. این افراد البته بیشتر از آنکه به سبب هنرمند بودن یا خلاق بودن مورد ستایش قرار گیرند از آن جهت حمایت میشدند که ترویج دهنده ایدئولوژی جمهوری اسلامی بودند. بسیاری از این دست افراد با استفاده از بودجه عمومی و بدون هیچ گونه پیشینه هنری قابل ذکر، آنقدر آزمون و خطا کردند تا اینکه تازه بیاموزند چگونه میتوان یک اثر هنری خلق کرد.
این نگاه ایدئولوژیک به هنر البته تنها مختص به انقلاب ایران نبود و سابقهای طولانی تر در انقلاب های ایدئولوژیک جهان داشت. از سال ۱۹۲۲ و همزمان با پا گیری شوروی، حزب کمونیست آن کشور با هدف جلوگیری از نفوذ فرهنگ غرب دست به تصفیه گسترده هنرمندان و نویسندگان مخالف دیکتاتوری زد. حرکتی که سرانجام در سال ۱۹۳۴ به رئالیسم سوسیالیستی ختم شد. سبکی رسمی که همه هنرمندان و نویسندگان تنها حق داشتند به آن سبک نقاشی کنند، تئاتر و فیلم بسازند، داستان بنویسند، سمفونی اجرا کنند و مهمتر از همه فکر کنند. رئالیسم سوسیالیستی سبکی بود که تنها به هنرمند اجازه میداد به کار و پیشرفت جامعه بپردازد و از ابهامگوییهای هنر مدرن غربی پرهیز کرده و رابطی باشد میان حزب، طبقه کارگر و فرهنگ کار به شیوه کمونیستی. البته روشن است که اینگونه نگاه دستوری به هنر هیچگاه نتیجه مثبت نخواهد داشت و با تمام بگیر و ببند های کا گ ب و وزارت فرهنگ مخوف شوروی کمونیست، سرانجام در سالهای میانی دهه ۸۰ میلادی به پایان راه خود رسید. راهی که البته در دوران خود موفق به نابودی باقی مانده ادبیات و هنر غنی قرن نوزده روسیه و میراث گرانقدر داستایوفسکیها و پوشکینها شد.
اما جمهوری اسلامی بر خلاف تمامی شعارهای دهن پر کن خود عملا تاکنون موفق نشده به انسجامی که بلوک شرق یا آلمان نازی در برخورد با مقوله هنر داشتند، برسد و همواره در دوران حکومت خود با وجود محدودیتهای همیشگی، حرکتی سینوسی در برخورد های فرهنگی داشته است. سالهای سختگیری اوایل دهه شصت، آزادی نسبی اواخر دهه شصت، مجددا سرکوب های شدید فرهنگی اوایل دهه هفتاد و باز آزادی نسبی فرهنگی دوران اصلاحات و سرانجام فرا رسیدن دوران احمدی نژاد. دورانی که تمام عرصه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی ایران را دگرگون کرد.
همواره از دوران وزارت «مصطفی میرسلیم» به عنوان سیاهترین دوران فرهنگی ایران یاد میشود. دورانی که وزارت ارشاد با قدرت هر چه تمامتر در مقابل هر حرکت هنری و فرهنگی میایستاد. بسیاری از کتابها، فیلمها و دیگر آثار هنری دهه اول انقلاب در این دوران به محاق توقیف رفت و مجوزهای جدید بسیار سخت صادر میشد. این رویه پس از ۸ سال کمرنگ شدن در سالهای اصلاحات، در دوران احمدینژاد به روش سابق برگشت. اما پس از مدتی دولت متوجه شد که این رویه اگر چه در سالهای ابتدایی دهه هفتاد کارگشا بود اما در دوران جدید با گسترش ماهواره، اینترنت، شبکههای مجازی و تکنولوژی دیگر محدود کردن ارایه آثار هنری به سادگی سابق امکان پذیر نیست. فیلمهای توقیفی، نقاشیهای راه نیافته به گالریها، موسیقی زیرزمینی، کتابهای غیر قابل انتشار و هر نوع اثر هنری مخالف با ارزشهای جمهوری اسلامی به راحتی تکثیر شده و در تیراژ وسیع منتشر میشود بدون اینکه دولت بتواند با تمام ابزارهایش در مقابل این جریان ایستادگی کند. به خصوص پس از انتخابات ریاست جمهوری و گسترش جنبش سبز و پیوستن بسیاری از هنرمندان حرفهای به جریان آزادی خواهی مردم، دولت فهمید که سی سال نظام جمهوری اسلامی راه به بیراهه رفته است. نه تنها موفق نشده هنر مکتبی و انقلابی را نهادینه کند، بلکه آن دسته از افرادی را که نیز با هزینه سرسام آور در طول این سالها حمایت کرده و به جای هنرمند جا زده است، کوچکترین قدرت ایستادگی در مقابل جریان خلاق و واقعی هنری را ندارند.
پس اینجا بود که دولت احمدی نژاد از آنجا که برخاسته از پادگان است، تصمیم گرفت از همین پشتوانه نظامی برای مقابله با هنرمندان استفاده کند. بخش بزرگی از بودجه فرهنگی را از وزارت ارشاد به نهادهایی مانند بسیج، مساجد و هیاتهای مذهبی تحت نفوذ سپاه منتقل کرد. همچنین مدیریت فرهنگی دولت را به سپاهیان و بسیجیان سابق سپرد و در نهایت دست به دامن بزرگترین ابزار همیشگیاش شد. یعنی قوه قضائیه، که در طول این سی سال نشان داده همواره ابزار دست رهبری و دست نشاندههای جناح راستیاش است.
اینجا بود که «عباس جعفری دولت آبادی» دادستان تهران که پس از جنجالهای بسیار جانشین مرتضوی شده است میگوید: «متاسفانه هنرمندان فراموش کردهاند که باید هنرشان در خدمت حفظ انقلاب باشد ... درست است ما سرمان شلوغ است و درگير سياست هستيم، اما دادستان از هيچ جا غافل نميشود ... اميدوارم هنرمندان به ياد داشته باشند كه بزرگترين كار آنها حفظ انقلاب بايد باشد و ما حق نداريم در قالب هنر به بسياري از ارزشها اهانت كنيم.» دادستان تهران همچنین از متوقف شدن اجرای «یک تئاتر زننده» خبر داده و گفته است: «برای برخی عوامل این تئاتر پرونده تشکیل شده و به دادگاه معرفی شدهاند.»
این گفتهها را چنانچه در کنار جنجالهای اخیر میان خانه سینما و وزارت ارشاد بگذاریم، همچنین نگاهی بکنیم به کتابها و آثار موسیقی معطل مانده در وزارت ارشاد و همچنین فهرست بلند بالای هنرمندان ممنوع الفعالیت به روشنی خواهیم دید که هدف جمهوری اسلامی چیست. به نظر میرسد دولتی که با کودتای انتخاباتی بر سر کار میآید و فاقد هرگونه مشروعیت در میان مردم است، به راحتی خواهد توانست در عرصه فرهنگ که به هیچ وجه دغدغه روزمره مردم نیست، دخالت کند و به سلیقه خود به آن جهت دهد. شاید هم باید در انتظار چیزی باشیم، شبیه آنچه بر هنر شوروی رفت. یعنی ساخت روشی مشترک برای فکر کردن همه هنرمندان. روشی که دادستان هم به آن اشاره کرده است. یعنی حفظ انقلاب و به تبع آن حفظ ولایت فقیه. که اگر چنین شود با تاخیری چند ساله شاهد به عرصه رسیدن سبکی جدید با الهام گرفتن از ایدئولوژی جمهوری اسلامی خواهیم بود، که شاید نامش «رئالیسم ولایت فقیه» باشد.

ئەندامێکی سەرکردایەتیی کۆمەڵەی زەحمەتکێشانی کوردستان ئاشکرای کرد کە تێکەڵچوونەکانی ماوەی رابردووی نێوان پێشمەرگەکانی ئەو پارتە و ئیتلاعاتی کۆماری ئیسلامیی ئێران دەستی ئیلاعاتی تێدا بووە و هەر وەک ئاشکراشی دەکات کە ئەوان تۆڕێکی ئیتلاعاتی ئێرانیان لە ناو ریزەکانی خۆیان دا دۆزیوەتەوە. بە پێی وتەکانی ئەو بەرپرسەی کۆمەڵەی زەحمەتکێشان، ئیتلاعاتی ئێران پێشمەرگەکانی ئەو رێکخراوەی بۆ شەڕ و ئاژاوە لە گەڵ هێزەکانی کۆماری ئیسلامی لە رۆژهەڵاتی کوردستان دا بە کار بردووە.
جەلیل ئازادیخواز ئەندامی کۆمیتەی ناوەندیو نوێنەری کۆمەڵەی زەحمەتکێشانی کوردستان لە ئەمریکا لەم بارەوە لە وتوێژێک دا لە گەڵ کوردیش پرێسپێکتیڤ ئاشکرای دەکات کە مۆرەکانی ئیتلاعاتی ئێران دوای ئەوەی دزەیان کردۆتە ناو ریزەکانی حیزبەکەیەوە، لە رێگای جۆراوجۆرەوە پێشمەرگەکانی ئەو پارتەیان بۆ ساز کردنی شەڕ و ئاژاوە لە رۆژهەڵاتی کوردستان هان داوە و لەم بارەوە بە تایبەتی ئاماژەی بە تێکەڵچوونەکەی ماوەیەک لەمەوبەری شاری سەقز کرد کە تێیدا پێنج پێشمەرگەی ئەو حیزبە لە ناو شاری سەقز دا تووشی تێکەڵچوون هاتن و لە ئاکام دا دەرەجەدارێکی هێزەکانی کۆماری ئیسلامی وێڕای منداڵێکی کورد گیانیان لە دەست دا. ئازادیخواز دەڵێ: لە ناو ئەو تیمەی ئەوان دا دوو مۆرەی ئیتلاعاتی هەبوون و ناشیشارێتەوە کە ئەگەر کۆماری ئیسلامی ویستبای دەیتوانی بە ئاسانی ئەوان دەستبەسەر بکا یان بیانکوژێ. ئەو دەڵێ ئەو تیمە بۆ ئیدارەی ئیتلاعات کاری دەکرد نە بۆ ئەوان.
ئەندامی سەرکردایەتی کۆمەڵەی زەحمەتکێشان هەروەها راشیدەگەیەنێ کە ئەو چوار پێشمەرگەیەی سازمانەکە کە لە سنە گیانیان لە دەست دا، دەرەنجامی ئەو دزە کردنەوەی مۆرەکانی ئیتلاعات بوو. هەروەک دەڵێ ئیتلاعات ئەوانی راسپاردبوو تا لە خەڵک بدەن، بانک ببڕن، زێڕینگەریەکان لێبدەن.
بە پێی وتەکانی جەلیل ئازادیخواز، کردەوە تیرۆریستیەکانی مەهاباد و سنە بەشێک بوون لەو پرۆژەیەی ئیتلاعاتی کۆماری ئیسلامیی ئێران.
ئەو بەرپرسەی کۆمەڵەی زەحمەتکێشان بەڵێنی دەدا کە لە داهاتوو دا لە تلویزیۆنی ئاسۆساتی زمانحاڵی حیزبەکەوە دیمانەی تایبەت لە گەڵ ئەو مۆرە دەستبەسەر کراوانەی ئیتلاعات بڵاو دەکرێتەوە.
سه ر چاوه>رۆژهه لات تایمز زمان حال کۆمەڵەی زەحمەتکێشانی کوردستانی ئێرانه
جلیل آزادیخواه سخنگوی کومله زحمتکشان کردستان*، طی مصاحبهای پرده از راز یک شبکه جاسوسی در میان نیروهای مسلح آن سازمان برداشت. وی ضمن تاکید بر نفوذ و هدایت عملیات خودسرانه ۳ گروه از پیشمرگان این حزب توسط جمهوری اسلامی، از جمله گروهی که ۲۹ شهریور در سقز درگیر شده بود، بدون اینکه به نام خاصی اشاره کند از دستگیری عاملین نفوذی در سازمان مذکور خبر داد. جلیل آزادیخواه در بخشی از مصاحبه خود ضمن تاکید بر توطئه برنامهریزی شده، جمهوری اسلامی، برای بارز کردن خشونت در کردستان، اظهار داشت: "انفجار مهاباد و درگیری میدان اقبال سنندج نیز بنا به اطلاعات و مستندات انکارناپذیری که در اختیار ماست، در چارچوب همان برنامهریزی قرار دارد" متن کامل این مصاحبه در پی میآید:
جلیل آزادیخواه سخنگوی کومله زحمتکشان کردستان
در مورد انفجار مهاباد و درگیری مسلحانه در سنندج احزاب سیاسی کردستان موضعگیری کرده و همگی آنرا محکوم نمودند. اما نه حزب شما و نه احزاب دیگر در مورد درگیری سقز موضعی نگرفتهاند. فرمانداری سقز در مصاحبه با ایرنا ادعا می کند که حزب شما در درگیری سقز شرکت داشته است پاسخ شما در این زمینه چیست؟
شفاف و با اطمینان و مستند بگویم، هنگامی که من بتازگی ازآمریکا برگشتم همزمان بود با شهید شدن ۴ پیشمرگ ما، همانطوریکه مطلع هستید پیشمرگان کومله زحمتکشان مرتبن به کردستان ایران بر می گشته که بلافاصله در کمین نیروهای جمهوری اسلامی گرفتار و شهید میشدند. این مساله هم ایجاد سر و صدا کرده وهم بازتاب بدی پدید آورده بود. این موضوع باعث بوجود آمدن مجموعهای از سوالات در میان رهبری و بدنه کومله از یک طرف و مردم از طرف دیگر شده بود که پرسشهای بهجا و درستی بودند. در نتیجه کومله میبایست در مقابل آن اقدامی مینمود. اولین قدم انتشار بیانیهای** بود که طی آن کومله مسئولیت سیاسی- اخلاقی خود رادر قبال شهادت پیشمرگا ن مذکور قبول نموده و همین مسایل باعث شد که تیمی برای توجه به جزئیات، تحلیل و تحقیق این موضوع تشکیل شود، که چرا این اتفاق تنها برای کومله رخ میدهد در صورتی که احزاب دیگر نیزهمانند کومله از این دسته جوانان پر شور و احساس دارند. یک سری سرنخ پیدا کردیم و با تعقیب آن به مقصد اصلی رسیدیم. به این نتیجه دست یافتیم که ریشه واقعی این خودسری و ناهماهنگی و آشفتگی را که مدتی بود در میان نیروهای نظامی کومله پیدا شده بود، بیابیم. کسانی مارا یاری و مارا به سرمنشا مساله راهنمایی کردند که در میان حاکمیت و ارگانها و نهادهای خود حاکمیت بودند و اصلن حکومت فکر نمیکرد که ما در میان آنها تابهاین اندازه نفوذ داشته باشیم و خطی که رژیم میان کومله تعبیه و درست کرده بود افشا شود. برای ما معلوم گردید این دستی است که روی آن کار شده و مشخص گردید با پول خریداری شده است و در پارهای موارد آموزش دیده که چگونه رفتار کند و کار و ارتباطهایش را بلحاظ روانی، نظامی – سیاسی در اردوگاه تنظیم کنند. آنها توانسته بودند ۳ تیم از بهترین پیشمرگان ما را به منطقه برگردانند و بطور خودسر وادار به شرکت در عملیات نظامی نمایند. از طرف دیگر از طرف اداره اطلاعات جمهوری اسلامی به این افراد توصیه شده بود، آن چیزهایی که غیر اخلاقی و دور از فرهنگ سیاسی، آزادیخواهی، دمکراسی و فرهنگ کرد است را بنام پیشمرگ کومله و حزب کومله انجام دهند. آنان بنام کومله به مردم آزار رسانده، سیمای کومله را وارونه جلوه داده و حتی به آنها اجازه داده شده بود که به آسانی در شهرها عبور و مرور کرده و همچنین همکاری تدارکاتی با آنها شده بود تا هرچه بیشتر شهر را شلوغ کنند. حتی دست به سرقت از بانکها، طلا فروشیها و کارهایی ازا ین قبیل زده و برای کومله بدنامی ببار بیاورند. آنها تمایل داشتند که این پدیده ادامه یابد تا کومله را به گونهای دیگر جلوه دهند و هم ضربه نظامی به آن بزنند. به کمک یاران دلسوز توانستیم آن خطی که ترسیم شده بود را پیدا کنیم. حتی اعترافات بسیاری در این زمینه شده است. همه این اسناد چه کتبی و چه شفاهی و اعترافات صریح که متهمین نمودهاند بزودی از تلویزیون آسو سات پخش خواهد شد.
امروزه اخذ هرگونه اعتراف تلویزیونی از متهم با مخالفت سازمانها و نهادهای حقوق بشری مواجه می شود. آیا با در نظر گرفتن اعتراض های احتمالی در این باره باز هم اقدام به پخش چنین اعترافاتی خواهید نمود؟
ما برای ارائه ابعاد این مسئله برای عموم مردم و همچنین شفاف سازیهای ممکن دارای یک سری امکانات محدود می باشیم. آنچه ما می توانیم در قبال افکار عمومی بدان استناد کنیم مصاحبه با خود این افراد، نوشتههای آنان و همچنین اسنادی است که بین این افراد و سازمان اطلاعات رد و بدل شده است. این افراد بنا به خواست خودشان حاضر به مصاحبه تلویزیونی شدهاند و همچنین زمانی آمادگی خود را برای این کار اعلام داشتند که دلایل و مستندات همکاری آنان با وزارت اطلاعات به حدی آشکار بود که امکان انکار وجود نداشت. باید این را هم اضافه کنم که بخشی از اطلاعات دریافتی ما در باره همکاری این اشخاص با دستگاههای امنیتی جمهوری اسلامی از داخل خود این نهادها به دست ما رسیده است. دلیل اینکه مصاحبه با این افراد و اعترافات آنها تاکنون پخش نشده در نظر گرفتن همان نکتهای است که شما به آن اشاره نمودید، یعنی چگونگی برخورد افکار عمومی و نهادهای حقوق بشری با این مسئله. این برای ما بسیار حائز اهمیت است. در صورتی که توجیهی معقول جهت پخش آنها نداشته باشیم باید از راهکارهای دیگر برای نشان دادن این حقایق استفاده کنیم. من در اینجا باید این را نیز اعلام کنم که هر شخص و یا نهاد فعال در زمینه حقوق بشر چه در عرصه داخلی و چه بین المللی در صورت تمایل، امکان ملاقات با این تیم را دارد و می توانند با آنها مصاحبه داشته باشند.
سال گذشته احسان فتاحیان یکی از اعضای حزب شما توسط جمهوری اسلامی اعدام شد، آیا میان دستگیری وی با نفوذ این افراد به حزب کومله زحمتکشان کردستان ارتباطی وجود دارد؟
من تصور نمی کنم که دستگیری احسان فتاحیان به این مسئله مرتبط باشد. اما در کل این تیم مستقیما در شهادت چهار تن*** از اعضای ما دست داشتهاند و به طور غیر مستقیم در بیشتر وقایع اخیر مشارکت داشتهاند. می توانم تا این حد بگویم که تحقیقات به عمل آمده توسط یک کمیسیون بدون اعمال هیچ گونه فشار و خشونتی صورت گرفته است. اگر طی چند ماه گذشته به نحوه برخورد خبرگزاریهای دولتی همچون رجا نیوز، تابناک و فارس نیوز با فعالیت های حزب ما توجه کرده باشید، مشاهده می کنید که به شکلی کاملا طراحی شده به انعکاس اخباری هدفمند در این باره می پرداختند و مثلا می نوشتند: "کفگیر کومله به ته دیگ خورده، و در تلاش برای سرقت از بانک، ایجاد هرج و مرج و از بین بردن آرامش و امنیت شهرها هستند." این دقیقا بخشی از پروژهای بود که وزارت اطلاعات از طریق همین تیم نفوذی آن را هدایت کرد و همگام با رسانههای تحت کنترل خود سعی در ایجا بستری روانی و فرهنگی جهت آماده نمودن فضایی در راستای پیادهسازی آن داشت. از سوی دیگر به این افراد آموزش داده بودند تا به ضرب و شتم شهروندان بپردازند، خودرو مردم را بدزدند، از بانک ها سرقت کنند. حتی به آنها گفته شده بود که ما تمهیداتی را برایتان فراهم می کنیم که امکان سرقت از بانک را داشته باشید. یکی دیگر از برنامههای آنان سرقت از طلافروشیها بود، به این ترتیب که پس از انجام سرقت، وزارت اطلاعات اقدام به بازداشت چند نفرنماید و دستگیر شدگان را وادار به اعترافات تلویزیونی مبنی بر اینکه رهبری کومله آنها را ترغیب به انجام چنین کاری نموده است، کنند. انفجار مهاباد و درگیری میدان اقبال سنندج بنا به اطلاعات و مستندات انکارناپذیری که در اختیار ماست، در چارچوب همان برنامهریزی قرار دارد که به آن اشاره کردم و جهت تحقق آن نیروهایی را برای آن در نظر گرفته، بر روی آن سرمایه گذاری نموده و مکانیسمهایی را برای آن طراحی کردهاند. ما کل این اسناد که موید این موضوع است را در اختیار داریم،
سعدی سنه همراه احسان فتاحیان، سعدی در درگیری سنندج همراه با سه تن دیگر از یارانش توسط جمهوری اسلامی به کمین افتاده و بقتل رسید
در درگیری سه هفته پیش سقز یک کودک چهار ساله جان خود را از دست داد. چه توضیحی در این باره دارید؟
این کودک به دست ماموران دولتی کشته شد، در ویدیوهایی که در این باره منتشر شد، اگر توجه کرده باشید، حاضران در محلی که جسد کودک در آنجاست به این نکته اشاره می کنند که "پاسدارها او را به قتل رساندند"****. در مجموع پنج نفر در این درگیری شرکت داشتند که دو نفر از آنان مستقیمن با اداره اطلاعات در تماس بودهاند و سه نفر دیگر متاسفانه بدون اینکه از این مسائل آگاهی داشته باشند در یک درگیری خیابانی ناخواسته قرار می گیرند. این تیم در کل یک بار اقدام به تیراندازی نموده که در نتیجه یک افسر نیروی انتظامی بقتل میرسد.
گریختن از صحنه درگیری گویا بکمک کسانی که در همان لحظه در محل حادثه حضور داشتند انجام شده. آیا این مساله را نیز از همکاری نیروهای اداره اطلاعات میدانید؟
با شفافیت می گویم، اگر دولت میخواست، که آن تیم را دستگیر کند یا بقتل برساند، مطمئنن به این کار قادر بوده، زیرا از لحظه ورود به ایران و ادامه کارشان، با اداره اطلاعات ارتباط داشتهاند. چون این تیم هدایت شده بود و برای مقاصد اداره اطلاعات کار می کرد نه برای مقصد دیگر.
شما به سه تیم از پیشمرگان خود اشاره کردید که برای عملیات به داخل کردستان ایران برگشته بودند، میتوانید جزئیات بیشتری در مورد این سه تیم ارائه بدهید؟
چون من در موارد گذشته در اردوگاه حضور نداشتم نمیتوانم در مورد ۲ تیم پیشتر چیزی بگویم. اما در مورد تیم آخری که منجر به شهید شدن آن ۴ پیشمرگ ما دراطراف شهر سنندج شد و گروه باقیمانده که در سقز درگیری ایجاد کردند اطلاع دارم که مستندات آن به دقت بیان شد.
صحنه دلخراش از کودک قربانی شده در شهرستان سقز
مساله برگشتن تیمهای قبلی که به گفته رسمی کومله بدون اجازه کومله و خودسرانه بوده و نهایتن منجر به درست کردن کمسیونی از طرف رهبری حزبتان برای پیگیری این خودسری و بی انظباطی تشکیلاتی که بالاتر به آن اشاره کردید، شده است. حال برای برگشتن تیم آخری چه توجیهی دارید؟
تیمی که ۴ پیشمرگ آن شهید شدند با این گروه یکجا و از اعضای تیم سومی بودند که همزمان و با هم برگشته بودند. بعد از بیانیه مورد اشاره شما هیچ کس از کومله بر نگشته است همین تیم آخری نیز شامل همان برگشتن خودسرانه اسبق بوده است.
آیا شما ارتباط خود را با این تیم حفظ کرده بودید؟
نخیر متاسفانه این تیم ارتباط خود را با رهبری کومله و رهبری نظامی تشکیلات قطع کرده بود. ما از طریق تشکیلات مخفی و دوستانمان و دیگر کانالهای ارتباطی سعی میکردیم ارتباط بگیریم که موفق نمیشدیم و تا پایان درگیری سقز ما موفق به ارتباط با آنها نشدیم. البته آنزمان نیز خود آنها با ما ارتباط گرفتند و ما آنها را هدایت کردیم تا نزد ما برگردند.
با توجه به اطلاعات و اسنادی که گفتید بدست آوردهاید آیا احزاب دیگر نیز آلوده هستند؟
بر اساس اطلاعات موثق و دقیق ما، مورد مشخصی نیست. اما مساله بشکل عمومی وجود دارد.
یعنی این مساله در حدی نبوده که با احزاب دیگر در این باره نشست داشته باشید، تا به آنها هشدار بدهید؟
چرا صحبتهای زیادی با احزاب دیگر داریم و هشدار داده و در این رابطه نیز اطلاعرسانی کردهایم. قرارگذاشتهایم، با پایان کار تحقیقات همه جریانات موجود کردستان را نیز در جریان قرار بدهیم.
آیا قصد دارید که به فعالیت نظامی به عنوان شیوه مبارزه، ادامه بدهید؟
بهشکل تصمیم گیری، چنین قراری وجود نداشته که کومله کار نظامی انجام داده و نیرو به داخل گسیل نماید اینمورد بعنوان شیوه و روش در دستور کار احزاب قرار ندارد. اما بطور مشخص اسلحه تنها بخاطر دفاع و محافظت از خود است. طبیعتن اسلحه برای یک زمان خاص باقی خواهد ماند اما بعنوان روش و شیوه معمول و گسیل پیشمرگه بداخل برای ارتباط و تبلیغ و یا جنگیدن وایجاد درگیری با توسل به اسلحه نه در دستور کار بوده و نه ادامه خواهد یافت.
با توجه به سوال قبل که کار مسلحانه را در دستور کار خود نمیدانید، پس در مورد لشکر پیشمرگان کردستان چه توضیحی دارید؟
تا جائیکه من اطلاع دارم این نیرو در داخل است و هیچ ارتباطی به خارج از کشور ندارد.
آیا این تشکل زیر تاثیر مستقیم شما نیست؟
ج: من وارد این مقوله نمیشوم اما این تشکل در داخل بوده، روشها و رهبری خاص خود را دارد و هیچ ارتباطی با خارج از کشور ندارد.
گویا طوماری از امضا، جهت ادامه کار مسلحانه در قرارگاه نظامی حزب شما تهیه شده است، این طومار مانند مستمسکی بیان میشد که کومله تحت فشار نیروهای مسلح خود وادار شده تا نیرو به داخل گسیل کند، اگر چنین مسالهای درست است، آیا این گونه مسایل را نوعی از تداخل کار نظامی با فعالیت سیاسی نمیدانید؟
فکر نمیکنم یک چنین چیزی صحت داشته باشد. حزب کار و پروژهای است که مکانیزم عملی و تاکتیکی خود را دنبال می کند. قطعن چنین چیزی هم اگر درست باشد، باتوجه به مواضع سازمانی که بر اساس عقلانیت و پروژه سیاسی و بر پایه چارچوب و استراتژی از پیش تعیین شده پیش میرود و نمی تواند بر اساس نشانههای جانبی و موارد استثنایی مجبور به اقدامی متضاد با آن پروژه شود. من براین باور نیستم و این مساله را هم صحیح نمیدانم.
باتوجه بهاینکه مباحث حقوق بشر و فعالیتهای بدون خشونت در جامعه امروز کردستان به جریان افتاده و گسترس یافته است، آیا زمان آن فرا نرسیده تا احزابی که به فعالیتهای نظامی و سیاسی توامن مشغولند، به این مساله پاسخ داده و آنرا مورد بررسی قرار دهند؟
درواقع ما بمثابه یک حزب پروژه نظامیگری نداریم و تصمیمی مبنی بر تفوق دادن روش مبارزاتی نظامی نهگرفتهایم تا شیوه مبارزه ما باشد. چنین چیزی نیست. گرچه حاکمیت امکان هرگونه فعالیت و مبارزه بدون خشونت و حقوق بشری را هم مسدود کرده است و در مقابل کوچکترین مطالبات، موضع خشونت آمیزی اتخاذ می کند. اسلحه بهجز برای حفظ و نگهبانی از جان و حیات ما کاربرد دیگری ندارد. اگر چنین روحیه و تمایل، برای کار نظامیگری در حزب ما هم خود را نشان داده باشد، سعی در کنترل و مهار آن داشته و آنرا نیز مهار کردهایم.
* کومله زحمتکشان کردستان، نامی برای یکی از احزاب کرد است که در سال ۲۰۰۷ از حزب کومله کردستان جدا شد. شاخه جدید با برنامه تازه برای بهینهسازی مجدد در میان آن حزب، سازماندهی شد. افرادی از این حزب که مقر آن در منطقه حکومتی کردستان عراق و نزدیکی شهر سلیمانی است در دوسال اخیر بداخل خاک کردستان ایران بازگشته که در غالب موارد با تلفات جانی برای این حزب و در مورد اخیر باعث کشت شدن کودکی از اهالی سقز و یک افسر نیروهای انتظامی از اهالی قروه شد.
تهیه و تنظیم: ر. ج
مردم شریف و کاربران محترم سلام علیکم و عرض ادب
با عرض پوزش که مدتی بدلیل مشکلات کامپیوتر وبگاه اقای امین شعبانی بروز نبود
ادامه مطلب ...




بۆ سهر عیَراق و ههریَمی كوردستان بهرز بووهتهوه، بهشیَوهیهك كه ئاژانسی پاراستنی ئاسایشی ههریَم راگهیهنراوی تایبهت و دهگمهنی
لهسهر بڵاو كردهوه و هاووڵاتییانی ئاگهدار كردهوه. بهپیَی سهرچاوهكان، كۆماری ئیسلامی ههر ئیَسته 100 تا 150 كهسی ئامادهى تهقینهوهى بۆ ههریَمی كوردستان ئاماده كردووه كه ههموویان سهر به گرووپی ئهنسار ئیسلامن و بهپیَی ئهو بهڵگهیه له عیَراقدا لهگهڵ سوپای پاسداراندا 
كۆ بوونهتهوه، ههروهها خامنهیی ریَبهری باڵای كۆماری ئیسلامی برِیاری ریَكخستنی كودهتای له عیَراق پهسند كردووه، ئهگهر پیَویستی كرد.
بۆیه لهگهڵ تهنگژاوی بوونی ئهو پرسه و گرینگیی پاراستنی ههریَم، پیَویسته بهڵگهیهك له بهرنامه رهسمییهكانی بهرپرسانی ئیَران بۆ تیَكدانی عیَراق به ههریَمی كوردستانیشهوه ئاشكرا بكریَ كه چۆن رووه شاراوه سهربازییهكهى حوسیَن دانایی فهر باڵویَزی ئیَران له بهغدا و حوسیَن عوزیَمی دیپلۆمات و سهركۆنسوڵی ئیَران له ههولیَر لهودیوی سنوورهوه لهسهر ماڵ و گیانی خهڵكی عیَراق و كوردستان دهسوورِیَ و داوای خویَن دهكات. پیَویسته خهڵكی كوردستان دڵنیا بن لهوهى كۆماری ئیسلامی توورِهییهكی زۆری له خهلك و بهشیَك له بهرپرسانی رهسمیی ههریَمی كوردستان ههڵگرتووه، ئهوانهی داوا دهكهن ئیَران چیتر ساڵانی ئاوارهیی كوردان بهچاوی خهڵك و حكوومهت له باشووردا نهداتهوه و لهو ریَگهوه كوردستان و پرسه نهتهوهیییهكهى كڵۆڵ نهكات. ئهوهی ئیَسته بهناوی بهڵگهی نهیَنی باسی دهكریَ و ههیه بهشیَكی زۆر بچووكه لهو ههمووه برِیاره و فهرمانانهی رۆژانه لهسهر برِین و كوشتنی كورد به سوپا دهدریَن و هیچ كامیان بهڵگهی نووسراویان لهسهر دهرناچیَ.
وهك لهو بهڵگهنامه نهیَنییهدا هاتووه، نووسینگهى ریَبهرِی باڵای كۆماری ئیسلامیی ئیَران (عهلی خامنهیی) بهرِهسمی داوا له بهرپرسانی باڵای سوپای پاسداران دهكات بهرامبهر پرسهگلی عیَراق بیَدهنگ نهبن و دهست لهسهردهستدا نهنیَن. لهو بهڵگهیهدا پاش ئاماژهكردن بهوهى پاڵپشت به كار و چالاكییهكانی پیَشووتری سوپا، فهرمان به باڵی سهربازیی دهرهوهى سوپای پاسداران (سوپای قودس) كراوه له ههڵبژاردنهكانی عیَراقدا رۆڵیان ههبیَ.
ههروهك ئاماژه كراوه، پاش دیدار و كۆبوونهوهى لایهنی سوپای قودس لهگهڵ نویَنهرانی ئهنجوومهنی باڵای ئیسلامیی عیَراق و جههادی ئیسلامی و ئهنسار ئیسلام برِیار دراوه ئهندامانی سوپای قودس له عیَراق تا دهسپیَكی ههڵبژاردنهكان هیچ جۆره چالاكییهك نهكهن تا ئاشكرا نهبن و ئهركی راپهرِاندنی كاروبارهكان بهدهست و پیَوهندهكانی تریان بسپیَرن. داوا كراوه سوپای قودس پیلانی كودهتای بهدهستهوه بیَ و ههركات ئهنجامهكانی ههڵبژاردن بهپیَچهوانهی "بهرژهوهندییهكانی ئیسلام" بوو، ئهو كات بهشیَوهیهكی چالاك و بهرچاو دهست بهكار بن.
ئهنسار ئیسلام، وهك دوژمنی تینوو بهخویَنی كورد و دهستكهوتهكانی ئهو گهله ههژار و بهشخوراوه، له ریزی ئهو لایهن و گرووپانهدا هاتووه كه دهستیان گهیشتووهته ناوهندی برِیارهكان له تاران و قوم. ههر ئهوانهن كه ئیَسته له پیرانشار، سهردهشت و ناوچهكهدا پیَشتیَنهی تهقینهوهیان لهخۆ بهستووه و ئامادهن له باخچهكان، مهیخانهكان و ناو بازارِهكانی چۆمان، رواندز، قهڵادزیَ، سۆران و ههولیَردا خۆیان بتهقیَننهوه./تهواو/
دهقی بهڵگهنامهكه
نووسینگهى ریَبهری باڵا
سهردار سهرلهشكر رهحیم سهفهوی
بهرِیَز فهرماندهییی گشتیی سوپای پاسدارانی شۆرِی ئیسلامی
ویَرِای سڵاو…
پاڵپشت به نامهى 379 له ریَككهوتی 1383.10.16 ( 2005.1.6) له نووسینگهى باڵاتان لهبارهى برِیار و راسپاردهكانتان بۆ چالاكییهكانی داهاتووی سوپای قودس بۆ كاروبارهكانی پیَوهست به ههڵبژاردنهكانی عیَراق كه ههموویان هاوپیَچی ئهو نامهیه كراون و ویَنهیهكی دهگاته دهستی فهرماندهى گشتیی سهرجهم هیَزهكانی وڵات (عهلی خامنهیی)، بهرِیَزیان برِیاریان دا و فهرموویان، بهپیَی كۆبوونهوهیهكی پیَشووتر كه لهگهڵ نویَنهرانی ئهنجوومهنی باڵای ئیسلامی له عیَراق، جههادی ئیسلامی و ئهنسار ئیسلامدا ساز كرا، بهرِیَزیان رای گهیاندووه ئهندامان و كهسانی سهر به سوپای قودس كه له عیَراق جیَگیرن، تا ههڵبژاردنی داهاتوو هیچ جۆره چالاكییهك ئهنجام نهدهن كه ئاشكرابوونی ئهوانی لیَ بكهویَتهوه و پیَویسته ئهو راسپارده به دهست و پیَوهندهكانی تر له ناوچهكهش بگهیهنن. ئهو هیَزانه بهمهبهستی ریَكخستنی كودهتایهك خۆیان ئاماده بكهن و پلان و بهرنامهی ورد و پیَویست بیَته دارِشتن كه ئهگهر ئهنجامی ههڵبژاردنهكان بهپیَچهوانهی بهرژهوهندییهكانی ئیسلام بوو، بهشیَوهیهكی چالاكانه بیَنه ناو گۆرِهپانهكهوه.
ریَوشویَنی پیَوست بۆ سهرخستنی ئهو كاره دهگیریَتهبهر و ئهنجامهكهى دیَته راگهیاندن.
نووسینگهى ریَبهری باڵا
محهمهدی گوڵپایگانی
سیپان كوردی