Sent to you by گریلا via Google Reader:
Things you can do from here:
- Subscribe to FIRAT NEWS AGENCY using Google Reader
- Get started using Google Reader to easily keep up with all your favorite sites
اخبار جامعه آتئيست هاي كورد ايراني ( آتئيسته كان جه ماوه ري كورده ئاتيسته كاني ئيران ( آتئيسته كان) جامعه آتئيست هاي كورد ايراني ( آتئيسته كان يا ايكاس ) Iranian Kurdish Atheist Society (IKAS or Atheistakan)
در حالی که صدور احکام وحشت برای فعالان سیاسی و اجتماعی همچنان ادامه دارد و سختگیریها بر زندانیان سیاسی متوقف نشده است، رییس سازمان زندانها روز پنجشنبه ۱۵ مهر ۱۳۸۹ گفت در ایران زندانی سیاسی وجود ندارد.
ادعای غلامحسین اسماعیلی، رییس سازمان زندانهای کل کشور، مبنی بر اینکه این زندانیان به ارتکاب جرم امنیتی، زندانی هستند و تعداد آنها بسیار کم است، تنها چهار روز پس از صدور حکم ۱۵ سال زندان برای حسین رونقی ملکی معروف به بابک خرمدین، مطرح شد.
این وبلاگنویس و فعال حقوق بشر تنها به دلیل دفاع از آزادی بیان از طریق تشکیل نهاد کمیتهی مبارزه با سانسور در ایران به بند کشیده شده است و اقدامی امنیتی از قبیل بمبگذاری انجام نداده است.
دیگر وبلاگنویس زندانی، حسین درخشان یک هفته پیش با اتهامات سیاسی به هجده سال و نیم زندان محکوم شد.
در حکم نه سال زندان مهندس حشمتالله طبرزدی اتهام تبلیغ علیه نظام و اتهامات مشابه دیده میشوند که همگی اتهام سیاسی تلقی میشوند.
در پی اعتراضهای گستردهی پس از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته، هزاران نفر زندانی شدند که صدها تن از آنها را فعالان سیاسی اجتماعی تشکیل میدادند؛ فعالانی که در نهادهای مختلف فعال هستند. این افراد بیشتر به دلیل ابراز عقیده و نظر دستگیر شدهاند و همگی با اتهامهای سیاسی روبهرو هستند.
بخشی از دستگیرشدگان را روزنامهنگاران و نویسندگان تشکیل میدادند. در حال حاضر نیز حدود ۵۰ تن از آنان در زندان به سر میبرند. همچنین وکلای مدافع این زندانیان سیاسی نیز روانهی زندانها میشوند.
محمد اولیاییفر، عضو کمیتهی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی و نسرین ستوده عضو کانون مدافعان حقوق بشر با اتهامات سیاسی در زندان اوین به سر میبرند. خانم ستوده از دو هفته پیش در اعتصاب غذا است.
در همین حال خانوادهی پنج تن از زندانیان سیاسی به گفتههای رئیس سازمان زندانهای کشور اعتراض کرده و خواستار پایان دادن به انکار واقعیتهای موجود در فضای بستهی سیاسی ایران شدهاند.
احمد زیدآبادی، عبدالله مومنی، علی ملیحی، علی جمالی و حسن اسدی زیدآبادی پنج زندانی سیاسی پس از انتخابات هستند که در سازمان ادوار تحکیم، یک تشکل فعال مدنی، عضویت دارند.
خانوادهی این پنج زندانی سیاسی در گفتوگو با رسانهها مدعی شدهاند که موضعگیری رئیس سازمان زندانها در راستای تکمیل سخنان احمدینژاد در نیویورک است که گفته بود هیچ منتقد و معترضی دستگیر نشده است.
انکار وجود زندانی سیاسی در شرایطی مطرح میشود که طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، جرم سیاسی به رسمیت شناخته شده و نیز شرایطی برای متهمان سیاسی، محاکمه و دادگاههای آنها پیشبینی شده است. اگرچه دستهای پنهان و آشکار اجازهی تعریف جرم سیاسی را به نهادهای قانونگذار جمهوری اسلامی نمیدهند، اما چهارچوب اتهام و جرم سیاسی بر اساس موازین بینالمللی و کوششهای ناموفق سابق در مجلس شورای اسلامی مشخص شده است.
بهداشت زندان
غلامحسین اسماعیلی در بخش دیگری از سخنانش به مسایل بهداشتی زندانیان پرداخته و گفته که بهداشت شخصی زندانیان در بدو ورود به زندان نامناسب است و سازمان زندانها با ارائه برنامههای فرهنگی سعی در بهبود این شرایط دارند. وی اشارهای نکرده که چگونه با اینهمه تلاش، زندانیان از نبود بهداشت مناسب در زندانها شکایت میکنند.
وضعیت نامناسب بهداشتی و رفاهی بند زنان زندان اوین، موجب بیماری تعداد زیادی از زندانیان این بند شده است. بیش از بیست زن زندانی سیاسی حوادث پس از انتخابات در این بند نگهداری میشوند. کیفیت غذاهای این بند بسیار نامناسب است و زندانیان نیز ازهر گونه امکانات پحت و پز محرومند. علیرغم انتشار چندین گزارش از وضعیت بد و غیر بهداشتی بند زندان اوین هنوز مقامات سازمان زندانها اقدامی انجام ندادهاند.
بهاره هدایت، مهدیه گلرو دو فعال دانشجویی، هنگامه شهیدی روزنامهنگار، عاطفه نبوی و جمع دیگری از زندانیان سیاسی در این بند نگهداری میشوند.
از سویی دیگر بر اساس گزارشی که روز شنبه توسط کمیتهی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی منتشر شد، بند چهار زندان رجاییشهر کرج با وجود جمعیت بیش از ظرفیت خود، هم اکنون نزدیک به یک ماه است که فاقد آب گرم است و در اثر بیتوجهی مسئولین این زندان، این مسئله مشکلات بهداشتی حادی را برای زندانیان محبوس در این بند ایجاد کرده است.
بنا بر آخرین آمار موجود، تنها تا پایان هفتهی گذشته، جمعیت سالن ده بند چهار زندان رجاییشهر که طی ماههای گذشته بالغ بر ۱۷۰ نفر بود، به ۳۷۲ نفر و سالن یازده به ۴۸۰ نفر (و احتمالاً بیشتر) افزایش یافته است.
این تعداد چندین برابر ظرفیت معمول آن بین ۸۰ الی ۱۰۰ نفر است و علیرغم وضعیت نامناسب حاکم هر روز نیز در حال افزایش است.
وخامت وضعیت بهداشتی در این زندان طی ماههای اخیر همواره مورد بحث بوده است، تا جایی که چندی پیش نیز تعدادی از زندانیان سیاسی این زندان در نامهای به عباس جعفری دولتآبادی، دادستان تهران، نسبت به وضعیت حاکم بر این زندان از جمله وضعیت اسفبار بهداشتی و نگهداری زندانیان سیاسی با زندانیان خطرناک و زندانیان سایر جرایم اعتراض کرده بودند، اما نه تنها به نتیجهای نرسیده بودند بلکه تعدادی از زندانیان معترض از جمله خالد هردانی به سلول انفرادی منتقل شده بود.
طی ماههای اخیر بسیاری از زندانیان سیاسی از جمله حشمتالله طبرزدی، عماد بهاور، داود سلیمانی، مسعود باستانی، احمد زیدآبادی، مجید توکلی، شبنم مددزاده، فرزاد مددزاده، فاطمه ضیایی، عیسی سحرخیز، منصور اسانلو، علی تاجرنیا، رسول بداقی، خالد حردانی، مریم اکبری منفرد، مهدی محمودیان و رضا رفیعیفروشان از سوی مقامات امنیتی و با هدف تحت فشار قرار دادن ایشان به این زندان تبعید شدهاند.
کمیتهی حقیقتیاب
تن ندادن مقامات جمهوری اسلامی به رفراندوم و یا تشکیل یک کمیتهی حقیقتیاب همواره موجب شده است تا ادعاهای مقامات رسمی مبنی بر انکار نقض حقوق بشر مورد پذیرش قرار نگیرد؛ چرا که نهاد ناظر و بازدارندهای وجود ندارد تا به بهبود وضعیت حقوق بشر یاری رساند. از این رو درخواست یک کمیتهی حقیقتیاب از سوی زندانیان سیاسی روز یکشنبه منتشر شد.
امضاکنندگان این بیانیه که فعالان شناخته شدهی سیاسی اجتماعی هستند در واکنش به پیشنهاد محمود احمدینژاد مبنی بر تشکیل یک گروه مستقل حقیقتیاب بینالمللی برای بررسی حملات تروریستی سپتامبر سال ۲۰۰۱ در ایالات متحده، خواستار تشکیل گروه حقیقتیاب ملی برای بررسی جوانب مختلف انتخابات ریاست جمهوری ایران و حوادث پس از آن شدند.
در بیانیهی ۱۴ زندان سیاسی زندان اوین آمده است: ما به عنوان بخشی از قربانیان بیگناه و در بند این حوادث که پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ به همان شیوهی مورد اشارهی آقای احمدینژاد متهم، دستگیر و با احکام ناعادلانه زندانی شدهایم، پیشنهاد میکنیم یک گروه حقیقتیاب مستقل ملی، متشکل از افرادی معتبر و مورد اعتماد جامعه برای کشف حقایق مربوط به این انتخابات و حوادث پس از آن تشکیل شود. این گروه به دقت و بر اساس اسناد موجود جوانب مختلف انتخابات ریاست جمهوری و حوادث پس از آن را بررسی و ادعاهای مطرح شده در مورد تخلفات و دخالتهای غیر قانونی را بررسی و عوامل پشت صحنهی تخلفات و حوادث را شناسایی کند. افراد متخلف در قوه قضاییه و دیگر نهادها و همچنین نقش ماموران اطلاعاتی، نظامی و امنیتی در این حوادث و دخالت آنان را در انتخابات روشن و علل و مقاصد واقعی اقدامکنندگان را کشف کند و نهایتاً نتایج کامل تحقیقات خود را در اختیار ملت ایران قرار دهد و عوامل واقعی بحرانساز را به مراجع ذیصلاح قضایی معرفی کند.
این روزها دیوار زندانها به اندازه دیوار حاشای مقامات جمهوری اسلامی بلند و پررنگ نیست که نتوان زندانی سیاسی را ندید و از مشکلات تحمیل شده به آنها مطلع نشد. زندانیان سیاسی نیز خود دست به کار شده و با انتشار نامههایی بر احقاق حقوق خود از طرق مختلف تاکید میورزند.
نقض حقوق بشر در هفتهی گذشته
یكشنبه، ۱۱ مهر ۱۳۸۹
مشاور ارشد میرحسین موسوی که از دیماه سال گذشته در بازداشت موقت به سر میبرد، پس از تحمل هفتهها زندان انفرادی و ماهها بازداشت در بند عمومی با قرار وثیقهی ۵۰۰ میلیون تومانی آزاد شد.
سه شنبه، ۱۳ مهر ۱۳۸۹
حسین رونقی ملکی، وبلاگنویس زندانی به ۱۵ سال حبس محکوم شد. این حکم در تاریخ ۱۱ مهرماه در دادگاه انقلاب شعبهی ۲۶ ابلاغ شده، اما او اجازهی رویت و خواندن حکم را نداشته است. او با ضرب و شتم و تهدید وادار به امضای حکم شده است.
حسین رونقی ملکی از تاریخ ۲۲ آذرماه گذشته در منزل پدریاش در شهر ملکان تبریز بازداشت و به سلولهای انفرادی بند ۲ الف زندان اوین که زیر نظر سپاه پاسداران است منتقل شد. رونقی در طول ۱۰ ماه گذشته به شدت برای اخذ اعتراف و مصاحبهی تلویزیونی تحت فشار بوده است.
حسین رسام، کارمند محلی سفارت بریتانیا در تهران، از اتهام جاسوسی تبرئه و حکم او از چهارسال حبس قطعی به یک سال حبس تعلیقی تبدیل شد.
حسین رسام در خرداد سال گذشته، در جریان اعتراضهای پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران بازداشت و به «جاسوسی برای دولت بریتانیا» و «اقدام علیه امنیت ملی» شد.
يک زندانی محکوم به اعدام به نام بهرام ک که برای اجرای حکم اعدام به قرنطینه منتقل شده بود، بر اثر خودکشی در زندان ارومیه جان خود را از دست داد.
این زندانی که بیش از ۵ سال است در زندان به سر میبرد به اتهام حمل و نگهداری مواد مخدر از طرف دادگاه به اعدام محکوم شده بود.
بر اساس خبری که امروز سهشنبه منتشر شده، در روزهای گذشته حکم اعدام حبیبالله گلپریپور، جوان بیست و هفت سالهی سنندجی از سوی دیوان عالی کشور تایید شده است.
گلپریپور در تاریخ دوم اردیبهشت ماه ۱۳۸۹ به اتهام محاربه از طریق فعالیت تبلیغی و عضویت در یک حزب مخالف نظام به استناد مادهی ۱۸۶ و ۱۹۰ قانون مجازات اسلامی از سوی دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم و در شهریورماه این حکم توسط دیوان عالی کشور تایید شد.
خلیل بهرامیان وکیل مدافع این زندانی گفت که اتهام محاربه و عضویت در گروه پژاک با گفتههای موکلم به هیچوجه همخوانی ندارند.
حشمتالله طبرزدی، دبیرکل جبههی دموکراتیک ایران، سخنگوی شورای همبستگی برای دمکراسی و مشاور کمیتهی دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، به حکم نه سال زندان و ۷۴ ضربهی شلاق خود اعتراض کرد.
حشمتالله طبرزدی در متن اعتراضی خود که در پایان جلسهی دادگاه به قاضی شعبهی ۲۶ دادگاه انقلاب تحویل داده نوشته است:
یک - از روز اول این دادگاه را قبول نداشتم و فشار دستگاه اطلاعات برای صدور اشد مجازات را یکی از دلایل بیاعتباری این دادگاه اعلام کرده بودم.
دو- از دادگاه امنیتی انتظار این حکم میرفت.
سه- این چوب الف در وهله اول عدالت و بعد متهم و بعد قاضی را قربانی میکند.
پنجشنبه، ۱۶ مهر ۱۳۸۹
شعبهی ۱۱ دادگستری گیلان، برای کشیش یوسف ندرخانی به اتهام ارتداد، مجازات مرگ تقاضا کرده است. همسر آقای ندرخانی نیز زندانی و به حبس ابد محکوم شده است.
خطر اعدام، کشیش بهروز خانجانی در شیراز را هم تهدید میکند. کشیش یوسف ندرخانی، ساکن رشت بود و از اکتبر سال ۲۰۰۹ تاکنون در زندان این شهر به سر میبرد.
وی به دلیل تبلیغ مسیحیت در کلیسای خانگی خود، پس از چند مرتبه احضار و تذکر دستگیر شده است.
آقای ندرخانی که شغل آزاد داشته، ۳۵ ساله و پدر دو فرزند است.
دادگاه تجدید نظر استان سمنان، محکومیت سیامک ایقانی، شهروند بهایی ساکن سمنان را مورد تائید قرار داد. وی پیش از این در روز هفتم اردیبهشتماه ۸۸ در مغازهی خود در سمنان بازداشت شده بود. پیشتر منزل وی به همراه ۱۹ خانوادهی بهایی دیگر در سمنان مورد هجوم و تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفته بود.
مصطفی عوضپور، فعال مدنی آذربایجانی و عضو سابق تشکل دانشجویی آرمان و دانشجوی دانشگاه آزاد تبریز روز چهارشنبه ۱۴ مهر ۸۹ بازداشت و جهت اجرای حکم روانه زندان تبریز شد.
مصطفی عوضپور بر اساس احضاریهای که روز ۲۵ شهریورماه سال ۸۹ به وی ابلاغ شد خود را به شعبهی ۱۱ دایره اجرای احکام دادگستری تبریز معرفی کرد و روانهی زندان شد.
جمعه، ۱۶ مهر ۱۳۸۹
رسول بدلی، فعال مدنی آذربایجانی روز سهشنبه ۱۳ مهر ۸۹ بازداشت و جهت اجرای حکم روانه زندان تبریز شد. شعبهی سوم دادگاه انقلاب تبریز طی حکمی در آذر ۸۸ رسول بدلی را به اتهام اجتماع و تبانی برای ارتکاب جرم علیه امنیت کشور به دو سال حبس تعزیری محکوم کرد. این حکم چندی بعد در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان شرقی تایید شد.
سعید رضوی فقیه، روزنامهنگار برای گذراندن دوران چهارسالهی حبس خود به اوین فراخوانده شد. پس از گذشت نوزده ماه و ممنوعالخروج بودن وی، حکم غیابی دادگاه انقلاب بدون برگزاری مجدد به وی ابلاغ شده است.
دادگاه انقلاب اسلامی تهران، رضوی فقیه را به اتهام «تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی»، «شرکت در تجمعات غیر قانونی» و «توهین به مقام رهبری»، به طور غیابی محاکمه و به تحمل چهارسال زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرده اما اخیراً پروندهی اتهام دیگری نیز برای او مطرح شده است.
حسین رونقی ملکی معروف به بابک خرمدین چند روز پیش در اعتراض به حکم ۱۵ سال زندان و نحوهی برخورد مقامان قضایی با خود دست به اعتصاب غذا زده است.
يكشنبه، ۱۸ مهر ۱۳۸۹
سيدعلی اصغر غروی، عضو شورای مرکزی و مسئول شاخهی اصفهان نهضت آزادی ايران، از چند روز قبل دست به اعتصاب غذا زده است.
اين فعال ملی- مذهبی، روز جمعه نهم مهرماه به همراه ابراهيم يزدی، دبيرکل نهضت آزادی، هاشم صباغيان، غفار فرزدی و جمعی ديگر از فعالان سياسی عضو نهضت آزادی ايران، به اتهام اقامهی نماز در اصفهان بازداشت شدند.
بر اساس خبری که امروز جمعه منتشر شد، ده نفر از اعضای هیئت علمی پیمانی دانشگاه شهید بهشتی که از دو سال گذشته به عنوان تمام وقت در این دانشگاه بهکار گرفته شده بودند، اخراج شدند.
رئیس دانشگاه شهید بهشتی علت اخراج این استادان دانشگاه را مشخص شدن «عضویت تمام وقت آنها در دانشگاه آزاد یا مراکز دیگر» اعلام کرده است.
چندی پیش کامران دانشجو، وزیر علوم، تحقیقات و فناوری دربارهی جذب اعضای هیئت علمی گفته بود: «تمامی دانشگاهها از این پس، تنها باید از طریق سایت متمركز وزارت علوم، اقدام به جذب اعضای هیئت علمی مورد نیاز خود كنند.»
وزیر علوم همچنین گفته بود که میخواهیم استادانی را جذب كنیم كه به نظام ولایت فقیه معتقد باشند. دادستانی استان زنجان اعلام کرد که چهار قاچاقچی مواد مخدر در زنجان اعدام شدهاند. اعدام این چهار نفر که سه مرد و یک زن بودند در روز یکشنبه ۱۸ مهر (۱۹ اکتبر) در زندان مرکزی زنجان واقع در اسلام آباد انجام شده است.
حسین نصیری فعال مدنی آذربایجانی از سوی شعبهی یک دادگاه انقلاب تبریز به یکسال حبس تعزیری محکوم شد. نصیری پیش از این نیز به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق پخش اعلامیه از سوی شعبهی سوم دادگاه انقلاب تبریز به ششماه حبس تعزیری محکوم شده بود.
دادگاه وی روز سهشنبه ۹ شهریور ۸۹ در شعبهی اول دادگاه انقلاب تبریز برگزار شده است. این فعال آذربایجانی ۱۳ مرداد ۸۹ در جریان همایش دفاع از دریاچهی ارومیه بازداشت و پس از چند روز بازجویی در اسکو به ادارهی اطلاعات تبریز منتقل شده بود.

سایتی ئاژانسی رۆژنامەوانی عێراقی iraqpa لەزاری چەند سەرۆك عەشیرەت و سیاسەتوان و كەسێتییەكی عەرەبی
موسڵ و دیالە و كەركوكی گواستۆتەوە، ساڵی رابردو ئەو لەكۆبونەوەی لەگەڵ ئەواندا دڵنیای كردونەتەوە كە ئامادەیە پلە و پایە و تەنانەت ژیانیشی بكاتە قوربانی رێگاگرتن لەماددەی 140.
سایتەكە دەڵێ مالیكی بەو كەسێتییانەی وتووە "ئەگەر جەعفەری پلە و پایەكەی لەپێناوی كەركوكدا لەدەست دابێت، ئەوا من ئامادەم ژیانیشمی لەپێناودا دابنێم".
سمایل شهرهفی:ههر له سهرهتای هاتنه سهرکاری سیستمی دژه زانستی کۆماری ئیسلامی له ئێران، زانکۆکانی وڵات بوون به سهنگهری
خۆڕاگری و خوێندکارانی هوشیاری کۆمهڵگا ههر له رۆژهکانی سهرهتای شۆڕشی گهلانی ئێرانهوه،
پشت له دهسهڵات و روو له ئامانجه دێموکراتیکهکانی خهڵکی ئیران، کهوتنه دژایهتی له گهڵ ئهم سیستمه کۆنهپهرهست و دواکهوتووه.
داخستنی زانکۆکان و پاشان پاکسازییان له لایهن کاربهدهستانی تازه به دهسڵات گهیشتووی رێژیمهوه له ساڵی 59 ی ههتاوی که به "شۆڕشی فهرههنگی" ناوی دهرکرد، سهلمێنهری ئهو ئیدیعایه که زانکۆکانی وڵات ههر له سهرهتاوه سهنگهری خهبات دژ به کۆنهپهرهستی بوون.بهم پێشهکییه کورتهوه نامانههوێ باس له بزووتنهوهی سی ساڵی رابردووی خوێندکاری دژ به دهسهڵاتی کۆماری ئیسلامی و قۆناغهکانی ئهم بزووتنهوهیه بکهین، بهڵکوو دهمانهوێ کورته ئاوڕێک له رۆڵی خوێندکاران له یهک ساڵ و نیوی رابروو و ههروهها ههڵسوکهوتی دهسهڵات له گهڵ خوێندکاران له یهک مانگی رابردوو دا بدهینهوه.دوای بهتاڵان بردنی دهنگی خهڵک له ههڵبژاردنی خولی دهیهمی سهرۆک کۆماری که خوێندکاران به هیوای رزگار بوون له دهست قۆڵی پاوانخوازو کرانهوهی فهزای سیاسی وڵات بهشدارییهکی بهرچاویان له ههڵبژاردنهکهدا کرد، خوێندکاران له بیچم گرتنی حهرهکهته ئێعترازییهکان دا رۆڵێکی بهرچاویان گێرا. له زانکۆکانهوه درووشمه تاکتیکیهکانی رۆژ دژ به لایهنی کودهتاچی بۆ نێو مهیدانی بهربهرینی نارهزایهتییهکانی خهڵک دهگوازرانهوه. خوێنکاران ئازایانه بهرپرسانی دهوڵهتی داسهپاو، له سهرووی ههموانهوه، ئهحمهدینژادیان له زانکۆکان راودهنا. له ئاستی بڵاو کردنهوهی ههواڵ و زانیارییهکانی تایبهت به نارهزایهتییهکانی خهڵک و ناردنیان بۆ کاناڵهکانی راگهیاندن، خوێنکاران توانیان هێمایهکی چالاک و زیندوو به فهزای ناوخۆ ببهخشن و به ئیمکاناتێکی زۆر کهم و سهرهتاییهوه توانیان هات و هاوارو پڕپاگهندهکانی دهنگ و رهنگی رێژیم خونساو پووچهڵ بکهنهوه. به گشتی خوێندکارانی له خهباتی یهکساڵی رابردووی خهڵکی ئێران دژ به دهوڵهتی ئهحمهدینژاد دا رۆڵی بهرچاو و له زۆر قۆناغدا سهرکییان ههبوو.
له بهرانبهردا دهزگاو ناوهندهئهمنییهتی و سهرکوتکهرهکانی رێژیم به شێوهیهکی سیستماتیک و به تێگهیشتن له رۆڵی خوێندکاران، بهو پهری دڕندهییهوه دهستیان دایه گرتن و ئهشکهنجه و تهجاوزو له کۆتایی دا کۆشتنی خوێندکاران. رۆژانه به دهیان کهسیان له خوێنکارانی زانکۆ جۆراوجۆرهکانی وڵات راپێچی گرتووخانهکان دهکرد. بهوپهڕی دڕندهییهوه قورسترین ئهشکهنجهکانیان له سهر خوێندکاران به تاقی دهکردهوهو رهفتاری نامرۆڤانهیان بهرانبهر ئهنجام دهدان. سووکایهتی و تهجاوزبه چهندین خوێندکاری ئازادیخواز له زیندانی کههریزهک که تهنانهت کاربهدهستانی رێژیمیش نهیانتوانی حاشای لێبکهن، سهلمێنهری ئهو ئیدیعایانهن. ههر له یهک ساڵی رابردوودا به دهیان خوێندکاری کوڕوکچ له شهقامهکان و نێو بهندیخانهکاندا گیانیان لێ ئهستێندرا که دهکرێ له نێویان دا ئاماژه به "ندا ئاغا سوڵتان" و "کیانووش ئاسا" بکهین.
سهرهرای ههمووی ئهمانه، به تێگهیشتن له فهلسهفهی دوژمنکارانهی وجودیی رێژیمی کۆماری ئیسلامی له گهڵ ناوهنده زانستییهکان و ههروهها به تێگهیشتن له ههستی تۆڵهسهندنهوی کاربهدهستانی رێژیم له خهڵکی ئازادیخوازو خوێندکارانی گۆڕانخوازی وڵات، بارودۆخی خوێندکاران له ساڵی نوێی خوێندن دا پێشبینی کراو بوو. بهلای زۆر کهسهوه روون بوو که دهوڵهتی به زۆر داسهپاوی ئهحمهدینژاد ناتوانێ بیر له تۆڵه له خویندکارانی هوشیارو گۆڕانخوازی وڵات نهکاتهوه.
به پێی ئهو ههواڵ و زانیاریانهی له یهک مانگی رابردوو دا له پێوهندی له گهڵ باروودۆخی خوێندکاران له زانکۆکان دا بڵاوبوونهتهوه، فهزای زانکۆکانی وڵات تا رادهیهکی بهرچاو فهزایهکی ئهمنییهتی به سهریان دا زاڵه. له گهڵ ئهوهیکه ههر ئێستا زیاتر له 70 کهس له خوێنکارانی چالاک و ههڵسووڕی سهر به چهند زانکۆی تاران و شارهگهورهکانی دیکه له زیندانهکانی رێژیم دان و حوکمی قورس و گرانیان به سهردا سهپاوه، رۆژانه به دهیان خوێندکار له لایهن کۆمیتهکانی ئینزباتییهوه بانگ دهکرێن و لێپرسینهوهیان لێ دهکرێ و گومانیان دهخرێته سهر. له ماوهی یهک مانگی رابردوودا و تهنیا له زانکۆی "ئهمیرکهبیر"، 27 خوێندکار بۆ کۆمیتهی ئینزباتی بانگ کراون و ههڕهشهی دهرکردن له زانکۆیان لێکراوه. بهرپرسی به زۆرداسهپاوی زانکۆی "پۆلی تکنیک"،عهلیرهزا رههایی، به درووست کردنی هێندێک بهربهستی نایاسایی پێش به تهواو بوونی خوێنکارانی چالاکی ئهم زانکۆیه له خوێندن دهگرێ و مهدرهکهکانیان پێ نادهنهوه.
فشاری کاربهدهستانی رێژیم بۆ سهر زانکۆو خوێندکاران تهنیا لهم نمونانهدا کورت نابێتهوه: ههر به دوای کرانهوهی زانکۆکان له ساڵی نوێی خوێندن دا، سهرهڕای داخستنی رێکخراوه سهربهخۆو نیوه سهربهخۆ سنفییهکانی خوێندکاران و بێبهشکردنی چهندین چالاکی خوێندکاریی، به پێچهوانهی یاساو رێسا ریکخراوهیهکانی زانکۆ، ستادهکانی بهسیج له نێو زانکۆکان دا دهستیان بهکار کردۆتهو ههروهها له ماوی یهک مانگی رابردوودا بهدهیان کچه خوێندکار به بیانووی پێشێل کردنی حیجاب ههڕهشهی دهرکردن له زانکۆیان لێ کراوه.
به وردبوونهوه له فشاری کاربهدهستانی رێژیم بۆسهر خوێنکاران و خستنه ژێر چاوهدێری زانکۆکان له لایهن ناوهنده ئهمنییهتیهکانی وهک بهسێج، حهراسهت و هتد…. و له ههمووی گرینگتر دژایهتی به ئاشکرای رێبهری نیزام له گهڵ زانسته مرۆییهکان و بهندکردنی رووما ناسراوهکانی بزووتنهوهی خوێندکاریی، وێدهچی ئینقلابێکی فهرههنگیی دیکه بهرێوه بێت.
حسن ئهیوب زاده:دروشمی 50ساڵهی حیزبی دیموکڕاتی کوردستانی ئێران به هاوردهی حیزبی توده دادهنێت
دیموکڕاسی بۆ ئێران، خودموختاری بۆ کوردستان بکاته ئامانجی ستراتیژی حیزب" لناوهندی ههواڵ به یان<ه وتارێکی مێژویی دا "حسن ئهیوب زاده" رادهگهیهنێ که: "مێژووی حیزبی دیموکراتی کوردستان ئهوه نییه که تا ئێستا له لایان چهند کهسێکی ناشارهزاوه نووسراوه".
ئهیوب زاده له سهر ئهو باوهڕهیه که حیزبی دیموکرات، حیزبێکی جیا له ژ. ک نهبووه و هیچ رۆژێکی دامهزرانی تایبهت به خۆی نیه. " حدک جیا له کۆمهڵهی ژێکاف نهبووه… ساڵڕۆژی دامهزرانی کۆمهڵه و حیزبی دیموکڕاتی کوردستانیش یهک رۆژه. ئهو کهسانهی که باسیان له دامهزرانی حیزبی دیموکراتی کوردستان وهکوو حیزبێکی جیا له کۆمهڵهی ژێکاف کردبێ، ئهو واقعییهتهیان له بهرچاو نهگرتووه. هیچ بهیانییهیهک بۆ دامهزرانی حیزبی دیموکراتی کوردستان نه له لایان ئهندامانی کۆمهڵهی ژێکافهوه بلاو کراوهتهوه و نه هیچ گروپ و تاقمێکی دیکه به ناوی حیزبی دیموکراتی کوردستان حیزبێکیان دامهزراندووه".
لهم لێکۆڵینهوهیهداکه "حسن ئهیوب زاده"، له ژێر سهردێڕی(( بهڵگهیهکی تهزویریی له پهنای 92 ژمارهی "رۆژنامهی کوردستان"ی سهردهمی کۆمار؟!)) بڵاوی کردۆتهوه، نووسهر باس له بهڵگهنامهیهک دهکات که تا ئێستا به بهیاننامهی دامهزرانی حیزبی دیموکڕاتی کوردستان ناوسراوه.
ناوبراو لهو لێکۆڵینهوهیهدا رادهگهیهنێ که ئهم بهڵگهنامهیه راست نییه و "تهزویر"ه.
حسن ئهیوب زاده، لهم لێکۆڵینهوهیهدا دروشمی 50ساڵهی حیزبی دیموکڕاتی کوردستانی ئێران به هاوردهی حیزبی توده دادهنێت و له قهولی کهریم حیسامی یهوه دهگێڕێتهوه که: "ایرج اسکندری سکرتێری حیزبی تودهی ئێران داوای له د. قاسملوو کردبوو که دیموکڕاسی بۆ ئێران، خودموختاری بۆ کوردستان بکاته ئامانجی ستراتیژی حیزب".
ئهیوب زاده لهوهش واوهتر دهڕوات و تێزه سهرهکییهکانی کاریزمای دیموکڕاتهکان د.عبدالرحمن قاسملوو، لهمهڕ دامهزرانی حیزبی دیموکرات به "چالش" دهکێشی که له "پهڕاوێزی لاپهڕهی 35 کتێبیچل ساڵ خهباتدا راگهیهندراوهکهی به بهرنامهی حدک ناوبردووه و نووسیبووی که: "بهرنامهکه به کوردی دهست نهکهوت بۆیه له دهقی فارسی وهرگیراوه". ئهیوب زاده به پێچهوانهی ئهو تێزهوه دهڵێ: "د. قاسملوو ناوهرۆکی ئهو به ناو راگهیهندراوه ساختهیهی فیرقهی که له کتێبهکهیدا به بهرنامهی حیزبی دیموکراتی کوردستان دانابوو، کرده خهتی سیاسیی حیزبی دیموکرات ". ئهیوب زاده دهڵێ: " ئهو خهته که دوای رووخانی کۆماری کوردستان به سهدان ههزار قوربانیی بۆ دراوه له رۆژههڵاتی کوردستان، هاوردهی حیزبی توودی ئێران بووه".
هاوکات نووسهر ئهو خهته رهت دهکاتهوه و زۆر به توندی خودموختاری دروشمی 50 ساڵهی حیزبی دیموکرات وهبهر گۆپاڵی رهخنه دهدات و دهڵێ: " به باوهڕی نووسهری ئهو وتاره، خودموختاری به مانای گرێدراوی به ناوهندهوه. بێ بهشکردنی کورده له مافی دیاری کردنی چارهنووس. به مانای قهبوڵکردنی ههر نیزامێکی سهرهڕۆ و فاشیست و داگیرکهره له ناوهند. دانی ماڵیاتی نارهوا و خهرجی شهڕ و ئاوهدانکردنهوهی ناوهنده به خهرجی کورد. گهشهدانه به زمان و فهرههنگی نهتهوهی فهرمانڕهوا. خودموختاری به مانای قهبوڵکردنی دابڕاویی ئهبهدیی بهشه داگیرکراوهکانی کوردستانه و مانهوهیانه له ژێر دهستی داگیر کهراندا. دانی مافی قانوونی به دهسهڵاتداره بۆ کوشتن و بهند کردنی کورد و وێرانکردنی شار و گوندی کوردستان و تاڵان و بڕۆی سامانهکهیهتی".
ئهگهر ئهم لێکۆڵینهوهیهی نووسهری بابهت، به دروست دهرچێت و پێچهوانهکهی نهسهلمێندرێت، ئهوه، ههموو ئهو مێژونوسی و تێز و سیاسهتانهی که له سهر بنهمای ئهو "بهڵگهنامهیه" وهک بهڵگهنامهی دامهزران و ئامانجهکانی حیزبی دیموکرات دانراون، لهق دهبن و دهچنه ژێر پرسیارهوه. له ئێستاوه روون نییه که ئایا دێموکراتهکان، به ههڵچوون و دهمارگرژی دهچنه شهڕی نوسهری ئهم بابهته، یان چهکی لۆژیک و دهمهتهقێی شارستانیانه به کار دێنن؟
بۆ خوێندنهوهی دهقی ئهو وتاره ئێره کلیک بکه و پاشان بۆ بهشداری له دروست کردنی رای گشتی، بۆچوونی خۆت بنووسه.
سهرچاوهی بابهت. روژههڵات بۆکان
شهروند ایرانی بودوێـــراش نـــیوز:سۆهەیلا قەدیری بێکهس فامێل بوو،سۆهەیلا نه که سێکی بۆ هاواری لێی بکات ۆ نه که سی هه بوو تا له دیوی زیندانهوه ههواڵی ئێعدامهکهی پێ بدهن،هیچ کهس تهرمی بێ گیانی ئهو وهرناگرێت و کهسیش رێوڕهسمێکی بۆ ناگرێت.لهو ههموو داهاتهی وڵاتی ئێران تهنیا چهن میتر تهنافی پێ برا.دڕیژه ی هه واڵه که به زمانی فارسێ بخوێنه وه.
سهيلا قديري تنهاترين و بي پناه ترين ايراني که زندان هاي کشور تاکنون به خود ديده، ديروز اعدام شد. نه کسي را داشت که براي اعدام نشدنش به دادستان التماس کند و نه حتي بيرون در زندان اوين کسي منتظر بود تا انجام اعدام را به اطلاعش برسانند. کسي بدن بي جان او را تحويل نمي گيرد و هيچ ختمي به خاطر او برگزار نمي شود. از همه درآمدهاي نفتي کشور فقط چند متر طناب نصيب گردن او شد و از 70 ميليون جمعيت ايران تنها کسي که به او محبت کرد، سربازي بود که دلش آمد صندلي را از زير پاي سهيلا بکشد و به 16 سال بي پناهي و فقر و آوارگي او پايان دهد و او را روانه آن دنيا کرد که مامن زجرکشيدگان و بي پناهان و راه به جايي نبردگان است.
سهيلا 16 سال پيش از خانواده يي که هيچ سرمايه مادي و فرهنگي نداشت تا خوب و بد را به او بياموزد، فرار کرد و ميهمان پارک هاي ميدان تجريش شد. حال او يک دختر شهرستاني يا دهاتي با لهجه کردي و لباس هايي بود که به سادگي مي شد دريافت به شمال تهران تعلق ندارد و از اينجا بود که ميهمان ثابت گرسنگي و سرماي زمستان و گرماي تابستان و نگاه کثيف و هرزه رهگذران شد.پس از سال ها آوارگي در حالي که فرزند ناخواسته يي را حمل مي کرد، از سوي پليس دستگير شد و براي اولين بار در زير سقف بازداشتگاه احساس خانه و مامن داشتن را تجربه کرد. به گفته خودش کودک پنج روزه اش را کشت چون تحمل سختي و گرسنگي و آوارگي کشيدن فرزند دلبندش را نداشت.
وقتي وکيل در جلسه دادگاه از او مي خواهد که بگويد «دچار جنون شده بودم فرزندم را کشتم»، زير بار نرفت و باز تاکيد کرد من عاشق کودکم بودم زيرا به غير از او کسي را نداشتم ولي نمي خواستم فرزند يک مرد معتاد و يک زن ولگرد بي پناه به روزگار من دچار شود. منطق زن فقيري که در دادگاه تکرار مي کرد من روي سنگفرش هاي خيابان و زير باران بزرگ شده ام، آن کودک بي پناه تر از مادرش را به کام مرگ کشاند و پس از دو سال مادرش نيز به سرنوشت مشابهي دچار شد.
اعدام بي پناه ترين ايراني اين سوال را مطرح مي کند که گناه ولگردي و هرزگي يک انسان فقير و بي پناه و راه گم کرده بزرگ تر است يا گناه جامعه ثروتمندي که براي فنا نشدن امثال سهيلا اقدامي نمي کند. قبح فسق و فجور سهيلا زشت تر است يا اينکه کسي در مناطق شمال تهران از شدت گرسنگي به تن فروشي روي آورد. و در نهايت وجود امثال سهيلاي ولگرد و قاتل براي يک جامعه پرادعا و پر از مراسم پرريخت و پاش زشت تر است يا بي تفاوتي نسبت به اينکه در لابه لاي کوچه پس کوچه هاي حوالي ميدان تجريش، انساني در اثر سرماي دي و بهمن چنان به خود بلرزد که براي نمردن از سرما و گرم شدن، هر شب را در خانه يي سپري کند. حال که از فقر و بي پناهي و به تعبير برخي، استضعاف امثال سهيلا احساس گناه نکرديم، از گرسنه ماندن او در خيابان هاي پر از رستوران تجريش شرمنده نشديم، و از اينکه جايي را نداشته تا شب هاي زمستان را در آن سپري کند. فرجام سهيلا قديري و کودک پنج روزه اش ثمره يک بي عدالتي و يک ظلم غدار اجتماعي است که براي سر و سامان و پناه دادن به امثال سهيلا چاره يي نينديشيده. اگر نگاه سنتي خشن و بي عاطفه سياه و سفيد جامعه خود را به تجربه ديگر جوامع متوجه کنيم، درمي يابيم بسياري از کشورها راه حل هايي را تجربه کرده اند. کشورهاي اروپايي مراکزي را داير کرده اند که هدف از سازماندهي آن پناه دادن به کساني است که براي مدت کوتاهي يا اساساً سرپناهي ندارند و بدون سرپناه فنا مي شوند. حتي در کشور ثروتمندي همچون سوئد يا انگليس زناني که در اثر اختلاف خانوادگي از خانه فراري مي شوند به مکان هاي تعريف شده يي هدايت مي شوند تا آرامش بيابند و به زندگي عادي بازگردند.براي جامعه يي که مفتخر است هرساله در مراسم و مناسبت ها تعداد ديگ هاي بار گذاشته شده صدتا صدتا اضافه مي شود و بسياري از نهادها با يکديگر رقابت مي کنند، تامين زندگي دو هزار يا پنج هزار نفر امثال سهيلا هزينه و سازماندهي کمرشکني محسوب نمي شود.
اعدام امثال سهيلا به عنوان نماينده فقيرترين اقشار آسيب پذير که از يکي از دورافتاده ترين شهرهاي غرب کشور به تهران پرتاب شده، کدام حس عدالت طلبي کجاي نظام قضايي ما را اقناع مي کند و پاسخ مي گويد. آيا سهيلا قديري شهروند دارنده شناسنامه کشور ايران به خاطر محروميت و فلاکتي که کشيد و نقل آن، اشک همگان را در دادگاه درآورد بايد غرامت دريافت مي کرد يا حکم اعدام. يک هفتادميليونيوم درآمدهاي نفتي ايران که بالغ بر 735 ميليارد دلار مي شود معادل 10 هزار و پانصد دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. سهم سهيلا به عنوان عضوي از جامعه 70 ميليوني ايران با يک حساب سرانگشتي 10500 دلار يا 10 ميليون و 500 هزار تومان مي شود. در شرايطي که بسياري از اقشار جامعه ايران با تحصيل در آموزش و پرورش و تحصيلات دانشگاهي مجاني و با دريافت يارانه هاي بهداشتي، غذايي و دارويي بسيار بيشتر از 10500 دلار از سهم درآمد نفتي تسهيلات دريافت کرده اند، سهيلا به عنوان شهروند جامعه ايران هيچ گاه امکان بهره مندي از هيچ تسهيلات دولتي و ملي را نداشت. به همين لحاظ سهيلا به عنوان کسي که نتوانست از هيچ امکاناتي بهره مند شود، بايد حداقل 10 ميليون و 500 هزار تومان سهم خود را از درآمدهاي نفتي 30 سال گذشته دريافت مي کرد. و نيز به خاطر محروميت هايي که به آن دچار شد و عقب ماندگي و عقب افتادگي مضاعفي را بر او تحميل کرد، مبالغ ديگري را نيز بايد به عنوان خسارت دريافت مي کرد.
به اين ترتيب سهيلا با داشتن 10 ميليون و 500 هزار تومان امکان آن را داشت تا اتاقي را اجاره کند، کار شرافتمندانه يي را بيابد و شب ها از گرسنگي و زمستان ها از سرما به خود نلرزد. شايد او مي توانست خانواده يي تشکيل دهد و لذت مادر شدن و همسر بودن را تجربه مي کرد و نيز فرصت مي يافت به جاي کشتن فرزند دلبندش با شيرين زباني و شيطنت هاي کودکانه او آرامش يابد. اما سهيلا به جاي آرامش خانواده و همسر و فرزند، در فشار حلقه طناب دار آرام گرفت. حداقل او ديگر گرسنگي نمي کشد، از سرما به خود نمي لرزد و نگاه هاي هرزه را تحمل نمي کند. بي ترديد در رحمت و غفران خداوند رحمان و رحيم آرامش يافته است.
فرزانه روستایی
کهماڵ کهریمی:ئهلقاعیده ئێستا به کردهوه هاوپهیمانی سهرهکیی کۆماری ئیسلامییه له ناوچهدا.کوردستان _ بهشی سیاسی: بهرێز کهماڵ
کهریمی، ئهندامی دهفتهری سیاسیی حیزبی دێموکراتی کوردستان له لێدوانێکی تایبهت دا بۆ «کوردستان» باسی له پیلانی هاوبهش و مهترسیداری کۆماری ئیسلامی و گرووپه رادیکاڵه ئیسلامییهکانی وهک ئهلقاعیده له کوردستان کرد و داڕشتنی بهرنامهیهکی هاوبهش له لایهن حیزب و لایهنه سیاسییهکانی رۆژههڵاتی کوردستان بۆ رووبهڕووبوونهوه و پێش گرتن له گهشه سهندنی تیرۆریزمی و بیری رادیکاڵیزمی ئیسلامی به پێویستییهکی حاشا ههڵنهگرو ههنووکهیی زانی.
ئهو ئهندامهی دهفتهری سیاسیی «حدک» نیگهرانی خۆی له چالاکیی ئازادانهی هێزو گرووپه رادیکاڵه ئیسلامییهکان و ئهلقاعیده له کوردستان دهربڕی و وتی: کۆماری ئیسلامی به مهیدان دان بهو گرووپانه و هاوکاری کردنیان چهند مهبهستی سهرهکی ههیه. یهکهم ئهوهیکه دهیهوێ له کوردستان به برهودان به بیری رادیکالیزمی ئیسلامی رووبهڕووی بزوتنهوهی نهتهوهیی و دێموکراسیخوازی کوردستان ببێتهوه. دووهم به نانهوهی شهر و کێشهی ئایینی لانیکهم بیری بهشێک له کۆمهڵگهی ئێران به لارێدا ببا و به چهشنێک به جێگهی ئهوهی که خهلک بیر له رزگاری له چنگی دیکتاتۆری و سهرهرۆیی کۆماری ئیسلامی بکهنهوه زیاتر بیر له شهڕ و کێشهی ئایینی و مهزههبی بکهنهوه… بهرێز کهریمی له درێژهدا کرانهوهی تهلهویزیۆنی «اهل بیت» بۆ شیعهکان به لایهنێکی ئهو پرۆژهیه له قهڵهم دهدا که لهو تلویزیۆنهدا بهردهوام بێ رێزی و تهوهین به سوونی مهزههبهکان دهکرێ تا ههم سوونییهکان دژی شیعهکان هان بدا و ههم شیعهکان دژی سوونییهکان هان بدا.
کهماڵ کهریمی مهبهستی سێههمی کۆماری ئیسلامی بۆ ئاستی کێشه ناوچهیی و جیهانییهکانی کۆماری ئیسلامی گێرایهوه و وتی ئێستا بهکردهوه ئهلقاعیده هاوپهیمانی سهرهکی کۆماری ئیسلامییه بۆ رووبهڕوو بوونهوه لهگهڵ ئامریکا و رۆژئاوا. به باوهری بهرێز کهریمی ئهلقاعیده و کۆماری ئیسلامی زۆر خاڵی هاوبهش و ئامانجی هاوبهشیان پێکهوه ههیه و به تایبهت کۆماری ئیسلامی لانیکهم لهم قۆناخهدا زۆر پێویستی به القاعیده ههیه تا بتوانێ لهو رێگهیهوه کێشهی زۆرتر بۆ ئامریکا و رۆژئاواییهکان درووست بکا و سهرنجی ئهو وڵاتانه بهرهو لای ئهو گرووپه به لارێدا ببا. ئهو ئهندامهی دهفتهری سیاسی بهدووری نهزانی که هاوکاری کردن و ئازادکرانی چالاکیی گرووپه رادیکاڵه ئیسلامییهکان له کوردستان له چوارچێوهی ئیمتیازدانی رێژیم به ئهلقاعیده له ناوچهکهدا بێ.
بهرێز کهماڵ کهریمی له کۆتاییدا جارێکی دیکه جهختی له سهرپێویستی کار و بهرنامهی هابهشی هێز و لایهنه کوردستانییهکان لهو پێوهندییهدا کردهوهو کاری، فهرههنگی، له قاودانی پیلانهکانی کۆماری ئیسلامی و وریا کردنهوهی رای گشتی و ههروهها له ئاستی دیپڵۆماسی و نێونهتهوهییشدا ئاگادارکردنهوهی ئهو هێز و لایهنانهی له بهرهی دژی تیرۆردان، به بهشێک لهو بهرنامه هاوبهشانه زانی که دهبێ هێزه کوردستانییهکان کاری لهسهر بکهن.
کوردستان _ بهشی سیاسی: بهرێز کهماڵ کهریمی، ئهندامی دهفتهری سیاسیی حیزبی دێموکراتی کوردستان له لێدوانێکی تایبهت دا بۆ «کوردستان» باسی له پیلانی هاوبهش و مهترسیداری کۆماری ئیسلامی و گرووپه رادیکاڵه ئیسلامییهکانی وهک ئهلقاعیده له کوردستان کرد و داڕشتنی بهرنامهیهکی هاوبهش له لایهن حیزب و لایهنه سیاسییهکانی رۆژههڵاتی کوردستان بۆ رووبهڕووبوونهوه و پێش گرتن له گهشه سهندنی تیرۆریزمی و بیری رادیکاڵیزمی ئیسلامی به پێویستییهکی حاشا ههڵنهگرو ههنووکهیی زانی.
ئهو ئهندامهی دهفتهری سیاسیی «حدک» نیگهرانی خۆی له چالاکیی ئازادانهی هێزو گرووپه رادیکاڵه ئیسلامییهکان و ئهلقاعیده له کوردستان دهربڕی و وتی: کۆماری ئیسلامی به مهیدان دان بهو گرووپانه و هاوکاری کردنیان چهند مهبهستی سهرهکی ههیه. یهکهم ئهوهیکه دهیهوێ له کوردستان به برهودان به بیری رادیکالیزمی ئیسلامی رووبهڕووی بزوتنهوهی نهتهوهیی و دێموکراسیخوازی کوردستان ببێتهوه. دووهم به نانهوهی شهر و کێشهی ئایینی لانیکهم بیری بهشێک له کۆمهڵگهی ئێران به لارێدا ببا و به چهشنێک به جێگهی ئهوهی که خهلک بیر له رزگاری له چنگی دیکتاتۆری و سهرهرۆیی کۆماری ئیسلامی بکهنهوه زیاتر بیر له شهڕ و کێشهی ئایینی و مهزههبی بکهنهوه… بهرێز کهریمی له درێژهدا کرانهوهی تهلهویزیۆنی «اهل بیت» بۆ شیعهکان به لایهنێکی ئهو پرۆژهیه له قهڵهم دهدا که لهو تلویزیۆنهدا بهردهوام بێ رێزی و تهوهین به سوونی مهزههبهکان دهکرێ تا ههم سوونییهکان دژی شیعهکان هان بدا و ههم شیعهکان دژی سوونییهکان هان بدا.
کهماڵ کهریمی مهبهستی سێههمی کۆماری ئیسلامی بۆ ئاستی کێشه ناوچهیی و جیهانییهکانی کۆماری ئیسلامی گێرایهوه و وتی ئێستا بهکردهوه ئهلقاعیده هاوپهیمانی سهرهکی کۆماری ئیسلامییه بۆ رووبهڕوو بوونهوه لهگهڵ ئامریکا و رۆژئاوا. به باوهری بهرێز کهریمی ئهلقاعیده و کۆماری ئیسلامی زۆر خاڵی هاوبهش و ئامانجی هاوبهشیان پێکهوه ههیه و به تایبهت کۆماری ئیسلامی لانیکهم لهم قۆناخهدا زۆر پێویستی به القاعیده ههیه تا بتوانێ لهو رێگهیهوه کێشهی زۆرتر بۆ ئامریکا و رۆژئاواییهکان درووست بکا و سهرنجی ئهو وڵاتانه بهرهو لای ئهو گرووپه به لارێدا ببا. ئهو ئهندامهی دهفتهری سیاسی بهدووری نهزانی که هاوکاری کردن و ئازادکرانی چالاکیی گرووپه رادیکاڵه ئیسلامییهکان له کوردستان له چوارچێوهی ئیمتیازدانی رێژیم به ئهلقاعیده له ناوچهکهدا بێ.
بهرێز کهماڵ کهریمی له کۆتاییدا جارێکی دیکه جهختی له سهرپێویستی کار و بهرنامهی هابهشی هێز و لایهنه کوردستانییهکان لهو پێوهندییهدا کردهوهو کاری، فهرههنگی، له قاودانی پیلانهکانی کۆماری ئیسلامی و وریا کردنهوهی رای گشتی و ههروهها له ئاستی دیپڵۆماسی و نێونهتهوهییشدا ئاگادارکردنهوهی ئهو هێز و لایهنانهی له بهرهی دژی تیرۆردان، به بهشێک لهو بهرنامه هاوبهشانه زانی که دهبێ هێزه کوردستانییهکان کاری لهسهر بکهن.