Wednesday, January 19, 2011

26 دی روزی تلخ در تاریخ معاصر ایران

شاه ستم ملی داشت اما ستم مذهبی نداشت

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Roshangar's blog on 1/17/11

  26 دی روزی تلخ در تاریخ معاصر ایران article picture
 
26 دی روز غم انگیزی است برای ایران. روزی که آخرین پادشاه ایران به شکلی تلخ میهنش را ترک کرد. میهنی که سی و هفت سال با وجود همه فراز و نشیب ها برای آن زحمت کشیده بود. میهنی که برای سربلندی اش زجر فراوان دید و برای ساخته شدنش با شیطنت استعمارگران و خصومت بی پایان مرتجعین سرخ و سیاه رو به رو بود.با کمونیست های سه آتشه ای همچون گلسرخی که از شدت دشمنی با شاه از مولا علی و مولا حسین دم می زد، با هوچیگری مذهبی هایی که به سرکردگی خمینی هر روز در فکر از بین بردن مدرنیسم و سکولاریسم عصر پهلوی بودند، با چریک های کافه نشینی که در کافه ها صلوات سیاسی می فرستادند، با بی بی سی لندن که از بزرگی نام ایران و درخشش تمدن آن به هراس افتاده بود، با زنان مدرن شده ای که دنبال خمینی افتاده بودند و حقوق خودشان را نادیده می گرفتند، با دانشجویانی که چشم بسته جزوه های ایدئولوژیک شریعتی را نشخوار می کردند، با ملی گرایانی که از فرط دشمنی با شاه با فردی ضد ملی مانند خمینی متحد شدند، با شاعرانی که به جای ستایش مدرنیته از آن انتقاد می کردند و شب شعر گوته شان به ناقوس مرگ دستاوردهای فرهنگی ایران تبدیل شد، با روزنامه نگارانی که با ریش سه تیغه و کراوات برای خمینی تیترهای آنچنانی می زدند و بی صبرانه منتظر ورود امام پاریس نشین شان بودند، با کارگرانی که سهیم شدن در سود کارخانه را رها کرده و به وعده آب و برق مجانی خمینی دلخوش کرده بودند و با کارتری که ناگهان یادش افتاده بود در ایران حقوق بشر رعایت نمی شود.دشمنانش هرگز نسبت به او جانب انصاف را رعایت نکردند و هیچگاه کارنامه سیاسی و اقتصادی اش را به شکل منصفانه مورد ارزیابی قرار ندادند.برخلاف بسیاری از پادشاهان ایران و جهان، محمدرضا شاه هرگز نسبت به هموطنانش دشمنی نورزید و حتا در هنگامه انقلاب و خروش و بی نظمی با مردم محترمانه سخن گفت و با متانت صدای اعتراض شان را شنید. تهمت های بسیار بر او زده شد. از شایعه قتل صمد بهرنگی تا بهتان نا جوانمردانه به او در مورد مرگ شریعتی، تا جوسازی و دروغ پراکنی درباره حادثه سینما رکس آبادان.شاه رفت و کشور ایران پس از رفتن شاه هرگز روی آرامش و آسایش ندید. خود شاه به درستی پیش بینی می کرد جمهوری اسلامی چگونه رژیمی خواهد بود و با نکته سنجی تاریخی اش به مردم یادآور شد که کسانی روی کار آمده اند که به نام خدا آدم می کشند و جنایت می کنند.محمدرضا شاه در طول حکومتش به سربلندی نام ایران و رفاه مردمانش می اندیشید. آری او هم مانند هر سیاستمداری دارای اشتباه بود ولی هرگز به وطنش و به منافع ملی کشورش خائن نبود. در بسیاری از زمینه ها کشور ایران را وارد عصر مدرنیسم کرد و هرگز شایسته نبود او به آن وضع تلخ ایران را ترک کند. او همواره به تاریخ و هویت باستانی ایران تاکید می کرد و آن را مایه مباهات می دانست.شاید برای شاه هیچ هدیه ای بالاتر از این نباشد که پس از سی و دو سال کثیری از مردم ایران و به خصوص کسانی که دوران حکومت او را تجربه کرده اند و حتا در براندازی حکومتش نقش داشته اند از محمدرضا شاه به نیکی یاد می کنند و همواره یاد دوران او را بزرگ می دارند و به روانش درود می فرستند.من کمتر کسی از نسل گذشته را دیده ام که وقتی نام محمدرضا شاه می آید از زندگی توام با آرامش و رفاه اقتصادی و آبرو داشتن ایران و ایرانی در زمان حکومت او سخن نگفته باشد و از صفت «خدا بیامرز» برای او استفاده نکرده باشد.آری 26 دی 57 شاید یکی از تلخ ترین روزهای تاریخ ایران باشد ولی روزگار ملت ایران در چنگال حکومت جهل و جنون جمهوری اسلامی سرنوشتی بسی تلخ تر است که تنها با پیمانی دوباره بین تمام آزادی خواهان می توان از این دوران سیاه عبور کرد.هرچند محمدرضا شاه در روزی سرد و با دلی پر غصه ایران را ترک کرد اما هرچه زمان می گذرد خدمات او به کشور ایران و وطن دوستی اش بیش از پیش آشکار می گردد و مشخص می شود بسیاری از کارهای او که در زمان خودش با بی انصافی مورد بی اعتنایی نخبگان سیاسی قرار گرفت چه قدر به سود منافع ملی ایران بوده است.کوروش از تهران

Permalink | Leave a comment  »


 
 

Things you can do from here:

 
 

یکصد و بیشتر تا دروغ از دروغگوترین رئیس دولت اعصار

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Donbaleh.com by sohrabr on 1/18/11

1-هاله نور که خود شامل دو دروغ بود اول دروغ کلامی مربوط به دیدن اینکه صدها نفر در سالن چند هزار نفری پلک نمی زدند . 2-تکذیب سه باره هاله نور در مصاحبه با خبر نگار امریکائی و کامران نجف زاده و در مناظره باکروبی 3-در سال 85اعلام کرد برای اولین بار پس از انقلاب تورم به زیر ده درصد در دولت نهم رسیده است با 9.9درصد. اما واقعیت آن بود که در سالهای نخست وزیری موسوی تورم در دوسال به6.5درصد و 9.5 درصد کاهش یافته بوده 4-دروغ بعدی مربوط به خودکفائی در تولید گندم بود که در سال 83اتفاق افتاد و رهبر هم به دولت خاتمی بابت آن تبریک گفت اما احمدی نژاد درسال 85اعلام کرد برای اولین بار پس از انقلاب دولت نهم در تولید گندم خودکفاشد. 5-در شب مناظره بارضائی احمدی نژاد اعلام کرد تورم 29.5درصدی در ایران بخاطر تورم بالادر جهان میباشد.و رضائی این مسئله رارد کرد اما واقعیت این بود که میانگین تورم در جهان درسال گذشته 4درصد بوده است و در ایران 29.5درصد. 6-دروغهای ایام انتخابات احمدی نژاد بسیار زیاد بوده است .تعدادی از انها ذکر میشود.گفته شد که در دولت نهم 4تا کشتی اقیانوس پیما ساخته شده اما دوماه بعد احمدی نژاد برای افتتاح یک کشتی که از قبل ساخته شده بود و نصب موتور آن مانده بودبه جنوب رفت و یکی از دروغهای خود را آشکار نمود. 7- در جریان افتتاح کشتی احمدی نژاد اعلام کردمتخصصین ایران در صورت تحریم بنزین در عرض یک هفته میتوانند خط تولید بنزین را عوض کرده و در تولید بنزین خودکفا شویم .اما عجیب است که ما سالی 6میلیارد دلار صرف واردات بنزین می کنیم اما منتظر مانده ایم تاتحریم نشویم اقدامی نخواهیم کرد 8-در مناظره اعلام کرد تولیدفولاد به 16میلیون تن در سال گذشته رسیده است .اما رئیس سازمان بازرسی اعلام کرد تولید فولاد سال گذشته 10.8هزار تن بوده است . 9-بعدا اعلام شد منظور احمدی نژاد از تولید فولاد ظرفیت تولید بوده است .اما در این صورت دروغ دوتا می شودیکی اینکه از کلکه تولید و نه ظرفیت چند بار استفاده نمود و دیگر اینکه ظر فیت تولید را باید با ظرفیت تولید گذشته مقایسعه کرد اما احمدی نژاد ظرفیت تولید سال گذشته را با تولید واقعی سال 84مقایسه نمود. 10-در آماری که اعلام کرد تولید آلو مینیوم را تقریبا دوبرابر میزان واقعی اعلام کرد.(طبق اعلام رئیس سازمان بازرسی کشور) 11-تولید مس را نیز تقریبا دوبرابر مقدار واقعی اعلام کرد. 12-و تولید سیمان را 65میلیون تن اعلام کرد که بعدا اعلام شد 20میلیون تن بیشتر از مقدار واقعی است . 13-اعلام کرد پالایشگاه پارسیان را تماما دولت نهم ساخته است اما خاتمی در سال 83فاز اول این پالایشگاه را افتتاح کرد. 14-اعلام کرد 14واحد پتروشمی در دولت نهم ساخته شده اما این واحد ها در دولت قبلی ساخته شده بود و در سال 84با بیشتر از هشتاد درصد پیشرفت تحویل دولت نهم شده بود ونامه زنگنه بطور کامل این مسئله را روشن میکند . 15-در زمانی که نفت به 140دلار رسیده بود در طی یک مصاحبه اعلام کرد نفت بزودی به 200دلار در بشکه خواهد رسید .4ماه بعد نفت بشکه ای 37دلار شد . 16-در مناظره اعلام کرد تونی بلر رسما عذر خواهی کرده است اما نامه ای که متشر شداز سفارت انگلستان بود و هیچ کونه عذرخواهی در آن نیز نبود. 17- عذرخواهی تونی بلر را دلیل آزاد سازی ملوانان انگلیسی اعلام کرد اما روزنامه کیهان صبح همان روز در قسمت ستون طنز اعلام کرد انگلستان به ایران اولتیماتوم 48ساعته داده است تا ملوانان آزاد شوند .چند ساعت بعد ملوانان آزاد شدند . 18-در مصاحبه با خبرنگار امریکائی اعلام کرد اوباما را به کاخ سفید راه نخواهند داد چرا که شما ( خبرنگار امریکائی ) از روابط حاکم بر سیاست امریکا بیخبرید . 19-در جائی اعلام کرد امریکائی ها میخواستند مرا در عراق بدزدند وسندش هم موجوده .اما چرا احمدی نژاد اسنادی داره که به دنیا ثابت میکنه امریکا رئیس جمهور رباست و میتواند امریکا را دردنیا بی آبرو کند اما این کارو نمی کنه. 20-در مناظرات اعلام کرد این سه کاندید با هم متحد شده اند که مرا شکست بدهند .خودش هم میدانست دارد دروغ میگوید چون برای شکست دادن یک نفر در یک انتخابات چند نفر اگر متحد شوند یک نفرشان وارد رقابت میشود نه اینکه سه نفری وارد شوند و آرایشان به سه قسمت تقسیم شود تا رقیب برنده شود. 21-در مناظره با کروبی تورم را 14.5 درصد اعلام کرد در صورتی که تورم 24درصد بود اما او بجای تورم میانگین که همیشه تا کنون اعلام میشده است تورم نقطه ای را اعلام کرده بود. 22- در شب مناظره با موسوی گفت مهدی هاشمی در نروژپرونده رشوه خواری درباره دریافت رشوه از شرکت استات اویل دارد .اما اکنون دوماه است که مهدی هاشمی در اروپا سیر و سیاحت می کند . 23-در سال 82اعلام کرد در ظرف 17ماه برای تهران خط منوریل خواهد ساخت و 7سال بعد اعلام کرد میخواهد برای تهران خط منوریل بسازد . 24-چند روز پیش اعلام کرد مترو را در دست خواهد گرفت و در 15سال آینده قیمت بلیط مترو را ثابت خواهد کرد .اما سه سال دیگه دوره ریاست ایشان تمام خواهد شد . 25-روزی اعلام کرد دراین دوسال در کشور معجزه اقتصادی روی داده است .(تورم از 10درصد به 30درصد رسید و این فقط با معجزه روی میدهد) 26-در اوائل ریاست جمهوری آنقدر ذوق زده بود که روزی اعلام کرد دختر 16ساله ای در زیرزمین خانه اش انرژی هسته ای کشف کرده است . 27-و دروغ بعدی اینکه روزی گفت میانگین سنی دانشمندان اتمی ما 17سال است . 28- در یک سخنرانی اعلام کرد در جیب من لیست 1400نفر از مفسدین اقتصادی است و من به انها دوهفته مهلت میدهم که از فساد اقتصادی دست بردارند وگرنه اسمشان را بمردم خواهم گفت .از آن دوهفته 4سال میگذردو قاعدتا مفسدین نیز دست از فسادشان برنداشته اند چون اگه برداشته بودند میزان طلب بانکها سه برابر نشده بود و اوضاع اقتصادی ..... 29-در روزی دیگر فرمودند فرار سرمایه و مغزها نداریم .در جدیدترین آمار اعلام شدسالانه 170هزار متخصص از ایران فرار میکنند و اکثر آنها هرگز بازنمی گردند و زیان سالانه انها برای ایران سالانه 50میلیارد دلار است . 30-فرمودند ما در این دولت هیچ روزنامه ای را تعطیل نکردیم .بجز یه چند تائی.

 
 

Things you can do from here:

 
 

حمایت شاهین نجفی از طنز ماهواره مهران مدیری

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Donbaleh.com by matin88 on 1/18/11

نسل ما مهران مدیری را با ساعت خوش شناخت.ساعت خوش در آن زمان غنیمتی بود برای خنده و البته نگاه جدیدی در جریان طنز در ایران و رقیبی جوان در برابر طنز های تلویزیونی پیشکسوت.بعد از آن آنچه را که من دیدم برره و باغ مظفر ونقطه چین ومرد هزار و دو هزار چهره و این سریال جدید قهوه ی تلخ بود.مهران مدیری در نگاه من کسی ست که تلاشی برای خندادن نمی کند. او را تنها می توانم با رضا عطاران مقایسه کنم از این جهت.البته این به معنی نادیده گرفتن دیگر کمدین های ایرانی نیست. ولی فعلن چون بحث مدیری ست نمی خواهم موضوع را گسترده کنم. تمام این مقدمه برای همین ویدئو یست که می بینید.در فضای مجازی یک اشوبی به راه افتاده که حیرت برانگیز است.من قصد نقد و بررسی فنی این کار یا کارهای مدیری را در این مقال ندارم و فقط نوع برخورد ما ایرانی ها با طنز برای ام جالب بود.مهران مدیری در این پنجاه دقیقه هیچ کار خاص هنری انجام نداده و البته به ساده ترین شکل ممکن و به بی رحمانه ترین روش ها و در عین حال حقیقی و واقعی،تلویزیون های خارج نشین را سربریده است.من از ابتدا تا انتها خندیدم .روش مدیری در این کار تنها بازسازی شبکه ها بوده است ،اما واقعن هیچ تفاوتی میان این طنز و طنزی که در عالم واقع صبح تا شب از تلویزیون های خارج از کشور پخش می شود وجود ندارد.پیش از این دیده بودم که بارها همین تلویزیون ها مدیری را با تهمت ها و برچسب های مختلف نوازش کرده بودند و می گویند که چون کارهایش از صدا وسما پخش شده است پس با سیستم سیاسی ایران همپیاله است.اما نمی دانم چطور می توان تمامی طعنه ها و لیچارهایی را که مدیری به سیستم سیاسی ایران بار کرده است را توجیح کرد.مدیری طنزپرداز است و هیچ حدی برای طنز وجود ندارد حال قضاوت نهایی با مردم است.ما به چیزی می خندیم که خنده دار است و کار هنرمند طنزپرداز هم بازسازی واقعیت است.

 
 

Things you can do from here:

 
 

Tuesday, January 18, 2011

حبیب الله گلپری پور در انفرادی و اعتصاب غذا

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Kurdish Perspeictive on 1/17/11

مادر حبیب : خواهش کردم بگذارید پسرم را ببینم، گفتند بیا تلفنی با او حرف بزن زنگ زدند اما بعد به من گفتند باید فارسی حرف بزنی من هم که فارسی زیاد نمیدانم گفتم فارسی زیاد بلد نیستم.آنها هم گوشی را گذاشتند و گفتند حق نداری کردی حرف بزنی، هر موقع توانستی فارسی حرف بزنی بیا صحبت کن

 
 

Things you can do from here:

 
 

جمهوری اسلامی ایران قصد سنگسار كردن دو جوان همجنسگرا در پیرانشهر را دارد

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Donbaleh.com by sia2020 on 1/17/11

طبق خبری كه به دست ما رسیده است٬ ایوب و مصلح جوانان 20 و 21 ساله در خطر سنگسار شدن در پیرانشهر هستند. این دو جوان هم اكنون در زندان ارومیه هستند٬ اتهام آنها اینست كه با دوستشان رابطه جنسی داشته و از آن فیلم گرفته اند٬ فیلم را با عكسهایی از احمدی نژاد میكس كرده و همچنین در تلفن موبیل این دو جوان عكس خری را روی تصویر خامنه ای گذاشته و توزیع كرده اند. این فیلم به دست مزدوران حكومت اسلامی در پیرانشهر رسیده و برای زهر چشم گرفتن از این دو جوان٬ فورا در یك دادگاه این دو نفر را به سنگسار محكوم كرده اند. خبرها حاكی از اینست كه ممكنست جمعه این هفته 21 ماه ژانویه این دو جوان را سنگسار كنند. كمیته بین المللی علیه سنگسار از همگان دعوت میكند كه به این احكام وحشیانه و قرون وسطایی حكومت اسلامی اعتراض كنند. ما بویژه از مردم پیرانشهر میخواهیم كه اخبار مربوط به این واقعه را فورا برای ما ارسال كنند و برای جلوگیری از اجرای احكام سنگسار خود را آماده كنند. از جوانان پیرانشهر دعوت میكنیم كه به یاری مصلح و ایوب شتافته و اعلام كنند كه نخواهند گذاشت این فاجعه در پیرانشهر اتفاق بیفتد. باید دسته جمعی اعلام كنیم كه نخواهیم گذاشت دو جوان را برای زهر چشم گرفتن از جوانان معترض در ایران سنگسار كنند. خبر محكومیت مصلح و ایوب به سنگسار را باید در همه جا پخش كرد و از دنیا خواست به این حكم ظالمانه و وحشیانه اعتراض كنند. بعد از كمپین گسترده و جهانی علیه حكم سنگسار سكینه محمدی آشتیانی كه حكومت اسلامی را به موقعیت بسیار ضعیفی كشاند و دنیا را علیه جانیان اسلامی و علیه سنگسار به میدان آورد٬ حكومت جنایتكار اسلامی میخواهد با سنگسار كردن دو جوان ٬ نشان دهد كه از سنگسار وحشیگری دست نمیكشد. باید با اعتراض متحدانه مانع اجرای احكام سنگسار در پیرانشهر شویم.

 
 

Things you can do from here:

 
 

دادگاه سازمان ملل خامنه‌ای را به صدور فرمان قتل رفیق حریری متهم کرد

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via بالاترین by rett on 1/17/11

به گزارش سایت رادیو فرانسه , منابع خبری اعلام کردند که دادگاه بین‌المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نخست وزیر پیشین لبنان مستقیماً رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله علی خامنه‌ای را متهم نموده که دستور قتل رفیق حریری را در سال ۲۰۰۵ صادر کرده است. همین منابع تصریح کرده‌اند که این فرمان به وسیلۀ سردار پاسدار قاسم سلیمانی فرماندۀ سپاه قدس پاسداران ایران که عمدتاً مأموریتهای برون مرزی حکومت تهران را برعهده دارد به عماد مغنیه فرماندۀ پیشین نظامی حزب‌الله لبنان منتقل شد که در فوریه سال ۲۰۰۸ در دمشق به قتل رسید. حزب‌الله لبنان و جمهوری اسلامی ایران سرویسهای مخفی اسراییل را عامل این ترور معرفی کردند. منابع خبری به‌نقل از گزارش تحقیق دادگاه بین‌المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نوشته‌اند که مسئولیت سازماندهی تیمهای ترور نخست وزیر پیشین لبنان را عماد مغنیه و یکی از بستگان وی مصطفی بدرالدین برعهده داشته‌اند و قتل رفیق حریری با هماهنگی کامل میان حزب‌الله لبنان و سپاه پاسداران صورت گرفته است. همین منابع افزوده‌اند که رئیس‌جمهوری سوریه بشار اسد و رئیس سرویسهای مخفی این کشور، آصف شوکت، که از بستگان نزدیک بشار اسد است نقش کلیدی در قتل رفیق حریری داشته‌اند. منابع خبری تصریح کرده‌اند که از نظر رهبر جمهوری اسلامی، آیت‌الله خامنه‌ای، رفیق حریری مأمور عربستان در لبنان بوده و کشته شدن وی می‌توانسته زمینۀ به قدرت رسیدن حزب‌الله در لبنان را فراهم سازد. جراید لبنانی با اشاره به همین مطلب نوشته‌اند که علت استعفای وزرای وابسته به حزب‌الله از کابینۀ سعد حریری در روزهای گذشته که منجر به سقوط حکومت در لبنان شد نتایج تحقیق دادگاه بین‌المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری بوده است که قرار است در روزهای آینده منتشر شود. منابع نزدیک به سعد حریری گفته‌اند که حزب‌الله تهدید کرده بود که در صورت انتشار گزارش تحقیق دادگاه بین‌المللی رسیدگی به قتل رفیق حریری نه فقط اقدام به کودتا خواهد کرد، بلکه علیه اسراییل نیز اعلام جنگ خواهد نمود… .
با ۶۲ امتیاز و ۲ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 
 

Things you can do from here:

 
 

سونامی اعدام در ۲۰۱۱: هر ۸ ساعت یک نفر در ایران به دار آویخته شد

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via بالاترین by campaign20 on 1/18/11

یک زندانی کرد اعدام شد؛ حد اقل ۱۵ زندانی سیاسی کرد دیگر در خطر اعدام هستند ۲۶ دیماه ۱۳۸۹—کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مجلس و قوهء قضاییهء جمهوری اسلامی ایران خواستار توقف فوری اجرای احکام اعدام شد و از آنان خواست تا به دلیل افزایش سرسام آور تعداد احکام اعدام درپی محاکمات غیرمنصفانه و غیر شفاف، هرچه زودتر مجازات اعدام را منسوخ نمایند. از آغاز سال ۲۰۱۱، در طی ۱۵ روز گذشته ، ایران ۴۷ زندانی، یا به صورت میانگین هر هشت ساعت یک نفر را به دار آویخته است. ایران به نسبت جمعیت کشور بیشتر از هر کشور دیگری در جهان اعدام میکند و به لحاظ تعداد کل بعد از چین، بیشترین تعداد اعدام در جهان را داراست. روز شنبه، ۲۵ دیماه ۱۳۸۹، ایران یک زندانی سیاسی کرد که برخی وبساتها به نام حسین خضری گزارش کرده اند، را به دار آویخت. یک مقام محلی در استان آذربایجان غربی به رسانه ها گفت که "یک عضو پژاک (یک سازمان چریکی مسلح کرد) ، شنبه صبح در زندان شهر ارومیه به دار آویخته شده است. وی نام فرد اعدام شده را ذکر نکرد. برادر حسین خضری به کمپین گفت که مقامات هیچگونه اطلاعاتی به خانواده وی در خصوص اعدام برادرش نداده اند. حسین خضری اتهامات علیه خویش را انکار کرده و گفته بود که به شدت شکنجه شده است. آرون رودز، یکی ازسخنگویان کمپین گفت: "قوهء قضاییهء ایران اعدامهای گسترده ای که توسط نهادهای اطلاعاتی و امنیتی هماهنگی شده اند را شتابزده انجام میدهد." وی گفت: "اعدام فعالان کرد، بدون محاکمات عادلانه و پس از شکنجه، به نحو فزاینده ای یک روند نظام مند با اهداف سیاسی را آشکار میکند." علاوه بر اعدام گزارش شده خضری، رسانه های ایران از ۴۶ اعدام در سال ۲۰۱۱ خبر داده اند که شامل هفت اعدام درکرمانشاه در تاریخ ۱۱ دیماه، شانزده اعدام در اهواز در تاریخ ۱۵ دیماه، یک اعدام در اسفراین در تاریخ ۱۸ دیماه، هشت اعدام در قم در تاریخ ۱۹ دیماه، هفت اعدام در تهران در تاریخ ۲۲ دیماه، پنج اعدام در خرم آباد در تاریخ ۲۳ دیماه، و دو اعدام در بروجرد در تاریخ ۲۴ دیماه میشود.
با ۵۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 
 

Things you can do from here:

 
 

خود کشی یک دانشجوی دختر دانشگاه کردستان

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Donbaleh.com by Khashak45 on 1/17/11

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: مریم حبیب نیا، دانشجوی دانشگاه کردستان در شامگاه جمعه 24 دی ماه 1388 در خوابگاه دختران فرشته ی این دانشگاه اقدام به خودکشی کرد. به گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، ساعت 23 شب جمعه 24/10/89 در خوابگاه دختران فرشته دانشگاه کوردستان يک دختر دانشجوی کورد اهل کرماشان به نام مريم حبيب نيا خودش را به دار آويخت. خودکشي اين دانشجو به دليل مشکلات روان پريشي ناشي از محدود ساختن فضاي حاکم بر جامعه صورت گرفته است. اين دختر جوان 23 ساله قبلا نيز چند بار اقدام به خودکشي کرده بود که خانواده و مسئولين دانشگاه نيز از اين اقدام وي در جريان بودند. خانواده وي امروز صبح 25/10/89 جنازه ي وي را تحويل گرفتند..

 
 

Things you can do from here:

 
 

Sunday, January 16, 2011

حسين خضري زنداني سياسي كرد اعدام شد

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via بالاترین by shifter on 1/15/11

یک زندانی سیاسی کرد به اتهام محاربه و عضویت در پژاک در زندان ارومیه اعدام شد پیش‌تر سازمان حقوق بشر ایران در مورد اعدام احتمالی زندانی سیاسی کرد حسین خضری خبر داده بود.
با ۳۹ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 
 

Things you can do from here:

 
 

حسين خضري زنداني سياسي كرد اعدام شد

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via بالاترین by shifter on 1/15/11

یک زندانی سیاسی کرد به اتهام محاربه و عضویت در پژاک در زندان ارومیه اعدام شد پیش‌تر سازمان حقوق بشر ایران در مورد اعدام احتمالی زندانی سیاسی کرد حسین خضری خبر داده بود.
با ۳۹ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اجتماعی
نظرات

 
 

Things you can do from here:

 
 

دیدار مجدد غیررسمی خامنه‌ای از قم: بازدید مجدد رهبر جمهوری اسلامی از مراجع و...

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via بالاترین by raphael on 1/15/11

نابع خبری اصولگرا، از سفر مجدد رهبری به شهر قم و بازدید از برخی علمای شاخص حوزه علمیه قم توسط وی خبر داد. هفته نامه «۱٩ دی» نوشته است بر اساس گزارش‌های رسیده ، یكی از بیوتی كه مورد بازدید رهبری قرار گرفته است، منزل آیت الله محمد كاظم حائری بوده است، در این دیدار آیت الله حائری سخنان صریحی در خصوص شخصیت "آیت الله خامنه‌ای" بیان كرده است. مقصد دیگر این سفر منزل آیت الله مومن بوده است و سپس منزل آیت الله سید محمد شاهرودی ، فرزند ارشد مرحوم آیت الله سید محمود شاهرودی بود. بر اساس این گزارش، در منزل آیت الله شاهرودی، رهبر جمهوری اسلامی به علاقه شدید خود به مرحوم آیت الله شاهرودی در زمان حیات ایشان اشاره کرد شایان ذكر است رهبر جمهوری اسلامی تا كنون چند سفر غیر رسمی دیگر - پس از سفر رسمی اخیرش- به قم داشته است، که طی این سفرها، وی به بازدید حضرات آیات مكارم شیرازی، نوری همدانی و سبحانی ، شبیری زنجانی، جوادی آملی و ... رفته بود. این درحالی بود که بسیاری از مراجع مردمی، نه به استقبال و نه به ملاقات رهبر جمهوری پاسخ مثبت ندادند.
با ۵۵ امتیاز و ۳ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 
 

Things you can do from here:

 
 

لبنان را بی خیال, اندوه تونس کشت ما را

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 


در راستای گیر سه پیچ ما به مساله تونس و دولتی که آنها توانستند در فاصله یک ماه عوض کنند و ما یکی دو سال زور زدیم و نتوانستیم, اینک پرسشهائی فلسفی برای طیفهای متعدد ایرانی از این واقعه جانگداز بجا مانده که پاره ای از آنها به سمع و بصر شما خودبخود می آیند:

اصولگرایان:

1- تمامی شواهد و قرائن الی ماشاءالله نشان می دهند که خداوند نظام حاکم بر تونس را دوست دارد. پس نقش شیشه های نوشابه تونس در تحقق این مشیات الهی و نجات دادن نظام حاکم بر تونس چه بوده؟

2- آیا امام زمان تمامی سربازان گمنامش را به ایران اعزام کرده بود که سربازان گمنام در تونس نتوانستند قدرت خدا را از آستین و احیانا شورت خود بیرون بکشند؟

3- مردم تونس چرا حماسه 9 دی در آن کشور را بدستور صهیونیستها و سران فتنه نادیده گرفته و عکس بن علی را پاره کرده و دلها را بدرد آوردند؟


 
 

Things you can do from here:

 
 

Thursday, January 13, 2011

دگاه کاوه کرمانشاهی برگزار شد: اتهام تبليغ عليه نظام واقدام عليه امنيت ملی، ...

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Donbaleh.com by didgahman on 1/12/11

به گزارش کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران صبح امروز دومين و آخرين جلسه دادگاه رسيدگی به اتهامات کاوه قاسمی کرمانشاهی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر در شعبه اول دادگاه انقلاب کرمانشاه به رياست قاضی مرادی برگزار شد.

 
 

Things you can do from here:

 
 

Monday, January 10, 2011

بهترین گلزنان ایران در ادوار گذشته جام ملت ها

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 


درخشش تيم ملي در جام هاي قبلي رابطه مستقيمي با حضور يك ماشين گلزني تمام عيار داشته است. مثل سه دوره اي كه تيم ملي روي سكو رفت و آقاي گل جام هم يك ايراني بود.
لیست کلی بهترین گلزنان ایران در جام ملت های ادوار گذشته به شرح زیر است:
1968: همایون بهزادی 4 گل در 4 بازی
1972: حسین کلانی 5 گل در 5 بازی
1976: غلامحسین مظلومی 3 گل در 4 بازی
1980: بهتاش فریبا با به ثمر رساندن 7 گل در شش بازی آقای گل این رقابت ها شد.
1984: ناصر محمد خانی و شاهرخ بیانی 3هر كدام گل در 6 بازی
1988: فرشاد پیوس 2 گل در 6 بازی
1992: سیروس قایقران و فرشاد پیوس هر كدام یک گل در 3 بازی
1996: علی دایی با به ثمر رساندن 8 گل در 6 بازی آقای گل این رقابت ها شد.
2000: علی دایی 3 گل در 4 بازی
2004: علی کریمی با به ثمر رساندن 5 گل در 6 بازی آقای گل این رقابت ها شد.

بیشتر بخوانید


 
 

Things you can do from here:

 
 

دومین عقب نشینی دولت در مقابل کامیون داران؛ سهمیه گازوییل باز هم افزایش یافت

کلمات کلیدی برای موتورهای جستجو
کوردستان کردستان کورد کرد مریوان دهگلان شیعه نیوز سنی نیوز سلفی نیوز وهابی نیوز بهایی خبر بانه سقز سنندج بوکان مهاباد پاوه دیواندره تکاب نقده ماکو خوی شاهین دژ موکریان میلاندوآب قامیشلی سلیمانیه ماردین دهوک آمد حکاری قروه نیوز ایلام ارومیه کرماشان اخبار هه
وال آتئیست آتیست ضد مذهب ضد دین الله نیوز نه به حکومت اسلامی کافر قم حوزه علمیه لامذهب بی دین بیخدا دین ناباور گریلا مبارز
atheistakan iranian kurdish atheist society atheist news rojhilat kurdnews kurdistan news hawal koord kord news iran news tehran news anti islam exmuslims kafar zandiq quran shia soni emrrow pertwk kudishmedia secularism for kurdistan

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via بالاترین by ailin on 1/9/11

دولت دوباره به کامیون داران وحمل ونقل کنندگان جاده ای امتیاز داد تا از اعتراض وانتقاد این قشر فعلا جلوگیری کند؛این در حالیست که پیش از این هم پیش از این برای کامیون داران 80 میلیارد تومان کمک بلاعوض تخصیص یافته بود. تصمیم تازه دولت مبنی بر افزایش سهمیه گازوییل، دومین گام در عقب نشینی ازتصمیم اولیه در خصوص حامل های انرژی است. مساله کاهش مصرف گازوییل بر خلاف کاهش مصرف بنزین، اصلا نمی تواند خبر خوبی باشد چرا که مصرف گازوییل با فعالیت اقتصادی کشور در پیوند است. به این ترتیب خبری که در روزهای اول هدفمند سازی از سوی ایسنا منتشر شد و حکایت از کاهش شدیدمصرف گازوییل تا صد میلیون لیتر در روز داشت، خبر خوبی نبود. بعد از این البته این آمار از شدتش کاسته شد ولی چند گویی همچنان ادامه داشت. به عنوان نمونه در هفته دوم اجرای هدفمند سازی، سردار رویانیان، رئیس ستاد حمل و نقل و مدیریت مصرف سوخت كشور گفت: "در 9 روز نخست اجرای قانون هدفمند كردن یارانه‌ها مصرف گازوئیل در بخش حمل و نقل حدود 20 درصد كاهش یافته است." همچنین محمد رضا فرزین، سخنگوی كارگروه تحول اقتصادی دولت اعلام كرد: "در 9 روز گذشته با اجرای قانون هدفمند كردن یارانه‌ها میزان مصرف بنزین در ایران، 9 درصد، گازوئیل 26 درصد و... كاهش یافته است." وجالب آنکه رییس دولت در اجتماع مردم البرز اظهار داشت: "در این چند روز كه از اجرای طرح می‌گذرد؛ حدود 37 تا 38 درصد مصرف گازوئیل در كشور كاهش پیدا كرده است." این کاهش مصرف که از سوی آگاهان حمل ونقل جاده ای به اعتصاب تعبیر شده بود، سریع پاسخ خود را گرفت ومعاون وزیر راه از کمک 80 میلیارد تومانی وبلاعوض دولت به کامیون داران خبر داد. اما این پایان واکنش به تصمیم دولت در این حوزه نبود.در گام بعدی دولت مجبور شده سهمیه گازوییل حمل ونقل کنندگان جاده ای را افزایش وبه انها 1000لیتر در ماه ،همان گازوییل 16 تومانی ، بدهد. بنا بر گزارش ایسنا رویانیان با اعلام این موضوع ابراز داشت : "در کارت سوخت اتوبوس های برون شهری ۱۲۰۰ لیتر گازوئیل ۱۶۵ ریالی ریخته شده است که اگر از آن استفاده نکنند در کارتشان باقی می ماند و هر وقت بخواهند می توانند از آن استفاده کنند." رئیس ستاد مدیریت حمل و نقل و سوخت کشور همچنین گفت: "پس از کلاس بندی اتوبوس ها و کامیون های برون شهری، سهمیه جدید گازوئیل این خودروها براساس کارکرد تعیین می شود و افزایش می یابد." به موازات این اعلام از سوی معاون وزیر نفت اعلام شد که : "ارزان ترین نرخ عرضه گازوییل در کشورهای همسایه 900 تومان هر لیتر است؛ در حالی که هم اکنون هر لیتر گازوییل در کشور ما همزمان با اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها در کشور در بخش حمل و نقل با دو نرخ 150 تومان و 350 تومان عرضه می شود و هنوز نرخ عرضه این فرآورده در کشور ما در قیاس با دیگر کشورهای همسایه بسیار پایین است." این بذل وبخشش دولت وبازگشت از تصمیم اولیه در حالی بود که صدای اهالی صنایع نیز از قیمت گازوییل بیست برابر شده برهوابود؛ چنانچه نماینده مردم اصفهان در مجلس در خصوص سهمیه گازوئیل بخش‌های صنعت و حمل و نقل گفت: "سهمیه گازوئیل ارزان قیمت در بخش صنعت باید افزایش یابد تا صنعت و حمل و نقل دچار مشكل نشود. » حمیدرضا فولادگر اظهار داشت: "سهمیه گازوئیل ارزان قیمت در بخش صنعت باید افزایش پیدا كند و اگر گازوئیل 150 تومانی را برای تولید كنندگان و صنعتگران افزایش ندهیم بسیاری از بخش‌های مربوط به صنعت و حمل و نقل دچار مشكل جدی می‌شوند." وی همچنین با اشاره به اینكه بیشترین نگرانی نمایندگان مجلس در اجرای هدفمندی یارانه‌ها مربوط به بخش صنعت، حمل و نقل و كشاورزی است، تصریح كرد: "نمایندگان مجلس و اعضای كمیسیون اقتصادی تمامی نگرانی‌های فعالان اقتصادی كشور را در خصوص اجرای این قانون قبول دارند و در‌صدد حل مشكلات احتمالی و برنامه‌ریزی كارآمد برای كاهش مشكلات پیش روی صنعت با اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها هستند." همچنین یک عضو کمیسیون انرژی مجلس نیز با بیان اینکه در تعیین سهمیه و قیمت گازوئیل بسیاری از موارد حمایتی از کشاورزی و صنعتکاران لحاظ نشده است گفت: "تجدید نظر در خصوص قیمت گازوئیل الزامیست." جهانبخش امینی افزود: "قیمت گازوئیل تاثیر مستقیم و مهمی در شکوفایی و رونق صنعت کشاورزی دارد و نگاه یکسان به آزاد سازی قیمت گازوئیل به مثابه بنزین اشتباه است." وی در خصوص راهکارهای کمیسیون انرژی مجلس برای رفع دغدغه های کشاورزان و صنعت کاران در قانون هدفمندی و آزاد سازی قیمت حاملهای انرژی گفت: "مسلما این موضوع در کمیسیون انرژی مجلس بررسی خواهد شد زیرا به نظر اکثریت اعضای کمیسیون شیب آزاد سازی قیمت ها در حاملهای انرژی بسیار تند است در حالی که طبق مصوبه مجلس شورای اسلامی مقرر شده آزاد سازی قیمت های در طول پنج سال و به صورت پلکانی صورت گیرد که تصمیمات کنونی مورد تائید اکثریت اعضای کمیسیون انرژی نیست و می تواند باعث وارد آمدن ضربات جبران ناپذیری در صنایع و بخصوص بخش کشاورزی از جمله محصولات گل خانه ای، دامداری ها و مرغداری گردد." شیب تند افزایش قیمت حامل های انرژی در حالی است که وزیر اقتصاد میگوید این مبالغ نصف قیمت فوب خلیج فارس است که دولت موظف است قیمت داخل را به آن برساند. این گفته ها در حالی است که سایت شرکت پالایش وپخش بر خلاف معمول سه ماه است از گذاشتن قیمت بنزین وگازوییل بر مبنای فوب خلیج فارس استنکاف میکند. خبر آن لاین در گزارشی به این موضوع اشاره کرد ونوشت: "کشورهای عربی چون عربستان بنزین ارزان تری را نسبت به ایران دارهستند. این در حالی است که جداول قیمتی فراورده های نفتی پس از افزایش موجود ابهامات رسانه ها در سایت شرکت ملی پخش فراورده های نفتی حذف شده است. این شرکت لینک قیمت فراورده های نفتی را که تا پیش از این به صورت هفتگی به روز می شد و نرخ های جدید در آن اعلام می شد را به طور کمال حذف کرده است که این سوال را در ذهن باقی می گذارد که علت حذف قیمت فراورده های نفتی از روی این سایت چیست؟" ودر ادامه: "البته این اتفاق به نوعی دیگر در سایت شرکت ملی پالایش و پخش فراورده های نفتی تکرار شده است. سایتی که به طور هفتگی نرخ فروارده های نفتی را اعلام می کرد از تاریخ 3 دی ماه تا کنون این بخش را به روز نکرده و به نوعی سکوت خبری در این خصوص ایجاد کرده است. حال این سوال مطرح می شود که سکوت مسوولان نفتی در خصوص ابهامات موجود در نحوه محاسبات قیمت فراورده های نفتی می تواند دلیلی محکم برای تثبیت ادعای برخی از کارشناسانی باشد که مدعی هستند وزارت نفت در تلاش است تا بزرگنمایی قیمت فراورده های نفتی افزایش قیمت بنزین و درآمدزایی بیشتر دولت از این بخش را کمرنگ نشان دهد."
با ۴۲ امتیاز و ۰ نظر فرستاده شده در بخش اقتصاد
نظرات

 
 

Things you can do from here:

 
 

نگرانی‌های هاشمی رفسنجانی

کلمات کلیدی برای موتورهای جستجو
کوردستان کردستان کورد کرد مریوان دهگلان شیعه نیوز سنی نیوز سلفی نیوز وهابی نیوز بهایی خبر بانه سقز سنندج بوکان مهاباد پاوه دیواندره تکاب نقده ماکو خوی شاهین دژ موکریان میلاندوآب قامیشلی سلیمانیه ماردین دهوک آمد حکاری قروه نیوز ایلام ارومیه کرماشان اخبار هه
وال آتئیست آتیست ضد مذهب ضد دین الله نیوز نه به حکومت اسلامی کافر قم حوزه علمیه لامذهب بی دین بیخدا دین ناباور گریلا مبارز
atheistakan iranian kurdish atheist society atheist news rojhilat kurdnews kurdistan news hawal koord kord news iran news tehran news anti islam exmuslims kafar zandiq quran shia soni emrrow pertwk kudishmedia secularism for kurdistan

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Khodnevis by خودنویس on 1/9/11

نگرانی‌های هاشمی رفسنجانی

این در حالی است که در طول ۳۲ سال گذشته، بنا به شواهد و مدارک، هاشمی رفسنجانی نسبت به «بداخلاقی سیاسی» در مورد مخالفان و منتقدان جناحی که در آن حضور داشته یا ساکت بوده و یا به نحوی «بداخلاقان» را مرود حمایت قرار داده است.

اما اشاره هاشمی به مقاله «رشیدی مطلق» و کنایه او به «رشیدی مطلق‌»های جدید درون نظام می‌تواند هشداری به خطر فروپاشی نظام هم ارزیابی شود. اشاره به نامه رشیدی مطلق در سال ۱۳۵۶ به تجمع اعتراضی مردم قم و کشته شدن تعدادی در این برنامه اعتراضی و برگزاری مراسم چهلم «شهدای ۱۹ دی» در شهر تبریز که نهایتا منتهی به شورش‌های خیابانی در سراسر کشور شد و منتهی به سقوط رژیم شاه گردید، می‌تواند نوعی مشابهت سازی تاریخی از سوی هاشمی رفسنجانی باشد. 

متن کامل یادداشت هاشمی رفسنجانی به شرح زیر است:

 

توهین و تهمت به کسانی که جایگاهی در قلوب مردم یک سرزمین یا پیروان یک آیین الهی دارند، شیوه همیشگی کسانی است که پایه‌های قدرت خویش را بر تارهای عنکبوتی بنا نهاده‌اند و شگفتا در تاریخ بسیار دیدیم و شنیدیم که حاکمان ناحق بسیاری، برای بقای خویش به این شیوه نخ‌نما تمسّک جستند و هر بار نیز آفتاب حقیقت از پس ابر توهین و تهمت بردمید و اساس شب‌پرستان را درنوردید، اما اذناب جور به این میراث اجدادی خویش پایبندند.

به تاریخ صدر اسلام برگردید که سران بت‌پرست حجاز، وقتی عجز خویش را در مقابله با پیام‌های آسمانی پیامبر رحمت دیدند و از اقبال مردم به دعوت اسلام و ادبار از خویش ترسیدند، تیر توهین و تهمت را در ترکش نهادند تا شاید با سیاه‌نمایی نورانیت رسول مکرم(ص) و سحر و جادو خواندن کلام وحی، بر روزگار قدرت خویش چند صباحی بیفزایند، اما دیدیم که لات، هبل و عزی یکی پس از دیگری شکستند و وحدانیت خدا در قالب تعالیم متعالی اسلام بر زبان‌ها جاری شد و امروز مسلمانان با بیش از یک ونیم میلیارد جمعیت و ۵۶ کشور با قومیت‌های مختلف و زبان‌های گوناگون فریاد برمی‌آورند که «اشهد ان محمداً رسول الله»

فراز و فرود تاریخ و تهمت و توهین طاغوتیان در حق حق‌گویان را در ۱۴۰۰ سال گذشته می‌دانید و به رسم ایجاز، به تاریخ معاصر ایران، به عنوان ام القرای جهان اسلام می‌پردازم که سلطنتی به شیوه اشراف مکه و مدینه در اندیشه شوم حکومت موروثی به شیوه دیکتاتوری و استبدادی داشت.

مردی از قبیله اهل بیت(علیهم‌السلام) علم مبارزه ضد طاغوت را هرچند گروهی در آن مقطع پرچم ضلال می‌دانستند، برافراشت و در طول ۱۷ سال با زبرالحدیدهایی که داشت، مردم را به میدان آورد.

اگر در نقطه آغاز مبارزه، رژیم پهلوی با کشتار بی‌رحمانه در ۱۵ خرداد ۴۲ و تبعید امام و حبس مبارزان، تسمه از گرده مردم کشید و به قول خویش زهر چشم گرفت، اما آن آتش، زیر خاکستر نهان بود و هر از چند گاهی انفاس قدسیه امام(ره) در بیانیه‌ها و روشنگری‌های مبارزان در سخنرانی‌ها، بر آن می‌دمید و در گذر زمان به سال ۱۳۵۶ رسیدیم.

رژیم پهلوی براساس اطلاعات میدانی ساواک که بعضاً تا عمق خانواده‌ها نیز نفوذ داشت، مانند سران مشرک قریش، پی به عجز خویش در مقابله با اقبال روزافزون مردم به امام و نهضت روحانیت برد و در همان سال، دو سیاست را برای ترور فیزیکی و شخصیتی امام پی گرفت.

برای ترور فیزیکی نور چشم امام، حاج آقا مصطفی خمینی را در آبان ماه ۱۳۵۶ نشانه گرفتند تا امام را از ادامه مبارزه مأیوس کنند. اما وقتی استواری امام را در تداوم مبارزه و صلابت مردم در حمایت از امام دیدند، در دی ماه همان سال سیاست ترور شخصیتی امام را در دستور کار خویش قرار دادند و مقاله‌ای سراسر توهین و تهمت به امام را در روزنامه اطلاعات منتشر کردند که به اعتراف دوست و دشمن، اتفاقات پس از آن، سقوط رژیم پهلوی را در سراشیبی تسریع نهاد.

مردم همه شهرهای ایران، به خصوص مردم شهر قم که امام را با همه سوابق می‌شناختند، چون آتشفشانی به خروش آمدند و اگرچه در ۱۹ دی در خیابان‌های قم در خون خویش غلتیدند، اما گدازه‌های خشم و نفرت خویش را بر کاخ پوشالی و سست بنیاد پهلوی ریختند.

همراهی پیر و جوان و زن و مرد قم با طلبه‌ها، فضلا، علمای بیدار و مراجع بزرگوار برای دفاع از حقانیت وجود یک سید جلیل‌القدر از سلاله پاکان ثابت کرد که تقدیر الهی در قرار دادن مضجع شریف حضرت معصومه(س) در قم و بعدها تأسیس حوزه علمیه در این خطه از جغرافیای وسیع ایران بی‌حکمت نبوده است.

مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ با خون خویش درختی را آبیاری کرده‌اند که سالها پیش خون مردم تهران و کفن‌پوشان ورامین و خود قم در پای نهال آن ریخته شده بود. درختی که شاگردان امام در طول ۱۵ سال تبعید رهبر خویش با تحمل مرارت‌های شکنجه و زندان نگذاشتند شاخه‌های انحرافی بر آن رشد نماید، درختی که یک سال پس از قیام خونین مردم قم با عنوان «جمهوری اسلامی» ثمر داد. درختی که در سالهای پس از پیروزی، تثبیت و تداوم خویش با حضور مردم و اهدای خون جوانان در دفاع مقدس، سایه گستر شده است.

اینک ۳۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد و بقایای فکری دین‌زدایی و روحانیت‌ستیزی که در بهار هوشیاری مردم ایران، چون مارهای افسرده سر در خاک انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقی‌های سیاسی و اختلافات سلیقه‌ای، پوست‌اندازی کرده و سر برآورده‌اند و خاکریز به خاکریز جلو می‌آیند و شاهدیم که پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در ۳۰ سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیده‌اند.

تأسف‌آور است که این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلق‌ها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیده‌اند، رندانه با چراغی که دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد می‌دانند، مزوّرانه پشت خاکریزی پناه گرفته‌اند که مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود.

والسلام

 

 


 
 

Things you can do from here:

 
 

ماجرای مدیری آیینه تمام نمای استبداد زدگی ماست

mehran modiri news
کلمات کلیدی برای موتورهای جستجو
کوردستان کردستان کورد کرد مریوان دهگلان بانه سقز سنندج بوکان مهاباد پاوه دیواندره تکاب نقده ماکو خوی شاهین دژ سلیمانیه ماردین دهوک آمد حکاری قروه نیوز ایلام ارومیه کرماشان اخبار هه
وال آتئیست لامذهب بی دین بیخدا دین ناباور گریلا مبارز
atheistakan iranian kurdish atheist society atheist news rojhilat kurdnews kurdistan news hawal

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via Khodnevis by مرجان قنبری on 1/9/11

ماجرای مدیری آیینه تمام نمای استبداد زدگی ماست

 

به خدا اگر ما هیچ وقت دموکراسی و آزادی بیان را یاد بگیریم. مگر اینکه یه نسل دیگر بگذرد و گرنه این نسلی که الآن در جنبش سبز فعال است و به اصطلاح قشر متوسط و تحصیل کرده است حالا حالا ها کار دارد تا یاد بگیرد آزادی بیان و دموکراسی وخاکستری دیدن و قضاوت بی‌مدرک نکردن یعنی چه.

 

یک کلیپ پنجاه دقیقه‌ای از مهران مدیری در ایران منتشر شده تمام وب شده بحث و نظر و انتقاد از کار مدیری. زیر هر لینک انتقادی از کار مدیری را که در بالاترین نگاه کنید بیش از دو سوم رای دهندگان مخالفت خود را با کار مدیری نشان داده‌اند. دلایل اصلی آنها هم این است:

 


  • طنز با تخریب و هجو و توهین فرق دارد.

  • نباید به کسانی که به طور قاچاق و زمینی از کشور خارج شده اند اینگونه توهین می‌شد.

  • کار مدیری در توهین به مقام مادر قابل دفاع نیست.

  • این کار به نفع جناح حاکم است و در جبهه سبز شکاف ایجاد می کند و اتحاد را از بین می برد اتحاد چیزی است که ما در شرایط حاضر شدیداً به آن نیاز مندیم.

 

بعضیها که دست هرکول پوآرو و شرلوک هولمز را از پشت بسته‌اند.آنها دیروز با کشف چند سکانس احتمالاً انتقادی در قهوه تلخ مثل شباهت ظاهری دامبول السلطنه با افتخاری کشف می‌کردند که مدیری سبز است و به شرف او درود می‌فرستاند و امروز با دیدن کلیپ ماهواره او به این کشف نائل می‌شوند که مدیری با ده‌نمکی فرقی ندارد و بی‌شرف و وطن فروش است. (خدا را شکر که این حضرات قاضی و حاکم شرع نیستند و گرنه با هر تکانی که می خوردیم یا تا لب باز می کردیم روزی ده بار حکم ارتداد و سپس برائتمان صادر می شد).

 

تمام این حرف‌ها کاملاً درست و منطقی به نظر می‌رسد و هیچ شکی در آن نیست می‌دانید چرا؟ چون ما هنوز معنای آزادی بیان و دموکراسی را نفهمیده‌ایم. اگر فهمیده بودیم با نظرات بالا موافق نبودیم. ما هنوز سیاه و سفید می‌بینیم و یاد نگرفته‌ایم خاکستری ببینیم. ما هنوز یادنگرفته‌ایم که وقتی اطلاعات کافی در مورد چیزی یا کسی نداریم بیخودی در باره آن قضاوت نکنیم و حکم صادر نکنیم.

 

نخیر برادران عزیز، طنز با هجو و توهین و نقد هیچ فرقی ندارد همه آنها دقیقاً و کاملاً یکی هستند و به هیچ وجه با هم هیچ فرقی ندارند آنچه فرق دارد تفاوت برداشت من و شماست. شما آن را نقد می‌دانی؛ من توهین و دیگری طنز؛ اما هیچ‌کدام از اینها الزاماً نظر نویسنده با گوینده یا طراح نیست. و از آن مهم‌تر هیچکدام از آنها مجوز دادن رای منفی و سانسور نیست. این که بگوییم طنز با توهین فرق دارد و بر اساس این تفاوت بخواهیم ممنوعیت ایجاد کنیم بدون کوچترین تردیدی تظاهر کامل و بارز استبداد و دیکتاتوری است. به نظر من ما اگر همین یک مطلب را یاد بگیریم جنبش سبز به هدف نهایی خود رسیده و همه چیز دگرگون می‌شود. هیچ مستبدی در طول تاریخ نیامده بگوید فلان کار یا عقیده چون نظر من است  باید اجرا شود. همه دیکتاتورها و نظام‌های مستبد برای اعمال خود منطق و دلیل تراشیده‌اند در واقع آنها گفته‌اند و می گویند که چون نظر من برحق و درست است باید اجرا شود نه صرفاً به این دلیل که نظر من است. ئر واقع منطق آنها چیزی شبیه این بوده است:

 

 نقد با توهین فرق می‌کند آنچه که شما گفته‌اید انتقاد (سازنده) نیست تخریب و توهین است، پس مطابق قانون شما باید خفه شوید و مجازات. قلم‌هایی را که علیه اسلام لجن پراکنی می‌کنند باید شکست. آیا این سخنان آشنا نیست؟

 

در این میان احمقانه‌ترین کار این است که بخواهیم به دنبال تعیین حد و مرز و مصداق برویم و مرز نقد را با تخریب مشخص کنیم این راه هم به همان گورستان سرد و تاریک خفقان و استبداد منتهی می‌شود. برای نمونه قانون کشور خودمان و تفسیرها و نحوه اجرای آنها را ببینید. مثلاً ساز و کار شورای نگهبان برای صیانت از آرای مردم است اما عملاً خلاف آن را انجام می‌دهد. چرا؟ برای اینکه هر جا قانونی در جهت آزادی و رعایت حقوق دیگران یا ملت وضع شده بندی یا تبصره ای با زیر بنای همین طرز فکر استبدادی وضع شده که منجر به بی‌اثر شدن قانون اصلی در حین اجرا می‌شود. به چند نمونه زیر توجه کنید:

 

- دادگاهای سیاسی باید علنی باشد اما اگر خطر انتشار اطلاعات محرمانه مملکتی وجود داشته باشد دادگاه غیر علنی خواهد بود.

 

-وجود هیأت منصفه در دادگاه‌ها الزامی است اما نحوه تعیین هیآت منصفه آن را عملاً به آلت دست دادگاه و نه وجدان جامعه تبدیل می‌کند.

 

-دادگاه باید بر اساس شواهد و مدارک حکم صادر کند اما علم قاضی! خود از موارد قابل استناد برای صدور حکم است. خوب پس مثلاً انتشار مقاله انتقادی شما در باره اسلام به قصد ضربه زدن به بیضه اسلام و ایجاد شبهه بوده است و نه بر مبنای اصول فقهی لذا شما محارب بوده و حکمتان اعدام است! (مدرک می خواهید؟ علم قاضی).

 

-شرکت در تجمعات و راهپیمایی‌ها بـه شـــرطی کـه مخل مبانی اسلام نباشد آزاد است. حالا شما بیا ثابت کن که فلان تجمع مخل مبانی اسلام نیست!

 

ما هنوز یاد نگرفته ایم که بیخود و بی دلیل مطالب کوچک را بزرگ نکنیم و آنها را تعمیم ندهیم. ما هنوز نمی‌فهمیم که اینکه مدیری نشان دهد فلانی مادر پیرش را برای فروش گذاشته الزاماً به معنای فروش مادرش برای سکس نیست و حتی اگر باشد این کار به هیچ وجه قابل تعمیم به همه مادران و در نتیجه توهین به مقام مادر نیست. و از این هر دو مهم‌تر اینها دلیل سانسور و محدود کردن آزادی بیان نیست. اگر چنین فکر کنیم یعنی هنوز استبدادی فکر می‌کنیم. ریشه استبداد در خود رایی و خود محوری و تحممیل نظر شخصی خود و نپذیرفتن حق و حقوق دیگران و پایمال کردن حقوق مسلم دیگران و همه چیز را برای خود خواستن نیست. هر کس این حرف را به شما زده اصلاً نفهمیده استبداد و دیکتاتوری به چه معناست حتی اگر بزرگ‌ترین فیلسوف سیاست و اخلاق در طول تاریخ باشد. ریشه اصلی استبداد این است:

فقط آنچه که من می اندیشم درست است.

درست بودن رای و نظر من به من مجوز می دهد که نظر خود را بر دیگران اعمال کنم و به دیگران اجازه ندهم نظر نادرست خود را انتشار داده یا اعمال کنند.

 

و این دو دقیقاً همان کاری است که ما به طور روزمره می‌کنیم و الآن هم در باره کار مدیری انجام می‌دهیم.

 

اگر اینها را یاد بگیریم دیگر سخن از اتحاد برای به زیر کشیدن نظام حاکم نمی‌زنیم زیرا این تعریف و برداشت ما هم از اتحاد به این معناست که ما همه یک نظر داشته باشیم و یک جور عمل کنیم. خوب اینکه می‌شود همان استبداد. ما باید یاد بگیریم که اختلاف‌های فکری و عملی خود رابه رسمیت بشناسیم. و این نه به این معناست که پیش خود فکر کنیم ما درست می‌گوییم اما خوب حالا به خاطر اخلاق یا منافع مشترک یا به خاطر آزادی بیان به دیگران هم اجازه داشتن عقیده ای مخالف خود بدهیم. در این طرز فکر هم ریشه اصلی استبداد که در بالا ذکر شد کم و بیش موجود است.  یا فکر کنیم اگر ما به دیگران اجازه مخالفت و متفاوت اندیشیدن را ندهیم آنها هم در مورد ما همین کار را می‌کنند و آنگاه زندگی تبدیل به صحنه دائمی جنگ می‌شود(البته این طرز فکر درست و با ارزش است و تفسیر اخلاقی بر مبنای نگرش منفعت نگر است اما همه مطلب در این نیست). پذیرش واقعی اختلاف عقاید و روا دنستن آن به این معناست که بپذیریم همانقدر که حقیقت پیش ما است ممکن است پیش مخالفان ما هم باشد بنا براین اصرار و پافشاری برتحمیل رای و نظر خود به دیگران نکنیم. بارزترین و ساده‌ترین دلیل آن این است که خود ما بلا استثناء در طول زندگی خود بارها عقاید و نظریات خود را تغییر داده‌ایم و هنوز هم در حال تغییر و جرح و تعدیل آنها هستیم. کدامیک از ما تاکنون لااقل برخی عقاید خود را صد و هشتاد درجه تغییر نداده است؟ اگر کسی را سراغ دارید به ما هم خبر دهید. تازه آنوقت شما در باره چنین آدمی که عقاید و نظریات خود را تغییر نمی دهد چه قضاوتی می‌کنید؟!

 

یکی دیگر از جنبه های تفکر استبدادی این است که به ضررهایی که گفتار یا رفتار فردی به گروهی هر چند بزرگ از جامعه می‌زند استناد کنیم و آن را ملاک محدود کردن آن فرد کنیم! ادعای مطرح شده در این جمله فوق کاملاً غیر منطقی و غیر قابل باور به نظر می‌رسد اما حقیقت دارد. منافع شخصی و گروهی هرچند این گروه یا منافع آنها بزرگ و مهم و با ارزش باشد نمی‌تواند آزادی بیان را محدود کند.در این زمنیه استثنائات بسیار اندکی وجود دارد. دلیل این امر این نیست که کسی به این مضرات واقف نیست یا آنها را ضرر نمی‌داند خیر حقوقدانان و فلاسفه غربی خیلی بهتر از من و شما با این آسیب‌ها و مضرات آشنا هستند اما آنها این را هم می‌دانند که ملاک قرار دادن این مطلب برای محدویت آزادی بیان مضرات بسیار بیشتر به همراه دارد. درست مانند اینکه مضرات بیشمار اتومبیل به ویژه آلودگی شدید هوا را ملاک منع استفاده از ماشین کنیم. بر اساس همین مبنا است که هنگامی‌که  در آمریکا یک دانش آموز تعداد زیادی از هم مدرسه‌ای‌ها و معلمان را به گلوله بست و کشت، کلینتون در پاسخ به کسانی که خواستار ممنوعیت حمل اسلحه بودند گفت: این بهایی است که آمریکا برای آزادی می پردازد! [...] به نظر می‌رسد ولی ظاهراً دلیل ابر قدرت بودن آمریکا که اقتصاد تمام دنیا (حیات تمام دنیا) عملاً به اقتصاد آن وابسته است و بیش از نیمی از کشفیات و اختراعات در آن صورت می‌گیرد به هیمن طرز فکر [...] بستگی دارد. به نظر می‌رسد منافعش به مضارش می‌چربد. اینطور نیست؟

 

مدتهاست سایت ویکی لیکس اسناد محرمانه وزارت خارجه آمریکا را عین آب خوردن به اطلاع تمام دنیا می‌رساند و خشتک دولت آمریکا و بسیاری از کشورهای دیگر را پرچم کرده است. با اینکه عملاً طبق قانون انتشار این اسناد جرم است اما آمریکا مستقیماً و به این دلیل با موسس این سایت درگیر نشده است. بلکه از راه‌های غیر مستقیمی مانند شکایت یک زن به دلیل اجبار او به سکس استفاده می‌کند. آیا این مطلب برای شما عجیب نیست؟ فشار افکار عمومی در حمایت از آزادی بیان چنان است که دولت آمریکا ترجیح می‌دهد مستقیماً وارد این حوزه نشود و آسانژ را غیر مستقیم محدود کند. دولت آمریکا چندی پیش پس از انتشار هزاران سند در باره جنگ آمریکا در افغانستان اعلام کرد این گزارش‌ها احتمالاً جان برخی از سربازان و عوامل ارتش آمریکا را در افغانستان به خطر خواهد انداخت! همین! آیا شما فکر می کنیدکسانی که قاعدتاً آمریکایی و به احتمال زیاد عضو دولت آمریکا نیز هستند خائن هستند و مثلاً برای پول این اطلاعات را به ویکی لیکس داده اند یا دغددغه آزادی بیان و گردش آزاد اطلاعات را دارند؟ به نظر شما نظر کلی جامعه آمریکا که اطلاعات محرمانه دولت آنها لو رفته در باره ویکی لیکس و آمریکایی‌های  که این اطلاعات را به ویکی لیکس داده اند چیست؟

 

در طول روز ده‌ها فیلم و سریال و کاریکاتور ومقاله در باره هر چیزی که در کشورهای غربی ارزش و اعتبار محسوب می شود پخش می‌شود. هیچ حیطه, شخص, ارگان یا گروهی نیست که مورد نقد تمسخر و توهین قرار نگیرد. از خود خدا و عیسی گرفته تا شیطان از دستبرد و گزند مصون نیستند. در روز ده‌ها فیلم بر پرده سینما یا صفحه تلویزیون ظاهر یا پخش می‌شود که در آن دولت آمریکا یا اف بی آی یا سیا یا گروهی از معلمان یا پزشکان یا وکلا ویا کل جامعه آمریکا مورد شدیدترین اهانت‌ها قرار می‌گیرد و به بی لیاقتی یا سوء تدبیر یا وجود فساد متهم می شوند ولی هیچ کس صدایش در نمی‌آید. هیچ کس نمی گوید باید جلوی اینها راگرفت. اشتباه نشود منظور این نیست که کسی با آنها مخالف نیست و همه آنها را تأیید می‌کنند. بلکه منظور این است که آنها آزادی بیان را آنقدر با ارزش می‌دانند که از این آسیبهای جنبی آن به راحتی چشم پوشی می‌کنند. آنها حتی در باره صاحبان این آثار قضاوت نمی‌کنند و آنها را با توجه به اینکه چه گفته اند مورد نقد شخصیتی و تایید و یا نفی قرار نمی‌دهند.

 

درد جامعه ما این است که کنشگران جامعه مدنی ما که به اصطلاح پیشگامان جنبش سبز هستند و جزء قشر متوسط و تحصیلکرده جامعه هستند هنوز این مسائل را به خوبی درک نمی‌کنند و فضای مجازی اینترنت پر است از عقاید و نظریاتی (و درنتیجه عملکردی) که هنوز شدیداً استبداد زده است و با اینحال مستبدان حاکم بر کشور را محکوم می‌کنند ولی خود به دنبال دموکراسی هستند. وای به حال اقشار سطح پایین تر جامعه. این عزیزان هنوز یاد نگرفته‌اند که بی خود حکم صادر نکنند. ما هنوز یاد نگرفته‌ایم که بگوییم: بابا با عدم حضور مدیری در مراسم تحلیف رئیس به اصطلاح جمهور یا ضیافت افطار خامنه‌ای نمی توان نتیجه گرفت که مدیری سبز است و یا پخش مجموعه قهوه تلخ یا ماهواره دلیل حکومتی بودن او نیست. ممکن است او اصلاً سیاسی نباشد؛ ممکن است فقط نان به نرخ روز خور باشد؛ ممکن است در محظوراتی قرار داشته باشد و به نوعی مجبور باشد یا حتی ممکن است در هر کدام از فعالیت‌هایش در  محاسبه اشتباه کرده باشد و در صورت درست بودن هر کدام ازاین فرض‌ها نمی توان در باره او حکم‌های شداد و غلاظی که در اینترنت و وبلاگ‌ها دیده می شود صادر کرد. همه که بابک خرمدین یا مزدک و مانی یا محمد نوری‌زاد یا معلم شهید کرد فرزاد کمانگر نیستند که. بعضی‌ها مثل من تنها هنرشان این است که با اسم مستعار و در حاشیه امن با شکم سیر و خیال راحت و اینترنت چند مگا بایتی (که حتی رنج صبر کردن برای باز شدن هیچ صفحه ای را هم متحمل نمی‌شود) در فضای مجازی دیگران را نقد و تحلیل کنند و همه را به یک چوب برانند. اما به قول اخوان ثالت: اندر این بی فخر بودن‌ها گناهی نیست.

 

اگر فکر می کنید این مقاله به قصد دفاع از مدیری نوشته شده معلوم است یا شما متوجه نشده‌اید من چه گفته‌ام (که در اینصورت لطفاٌ یک‌بار دیگر آن را بخوانید و از آن مهم‌تر با دید انتقادی به آن فکر کنید) یا من نتوانسته‌ام منظورم را درست بیان کنم که در این صورت  بخاطر ناتوانی و اتلاف وقت شما عذر خواهی می‌کنم.


 
 

Things you can do from here:

 
 

15 سال زندان برای سه شهروند مهابادی

کلمات کلیدی برای موتورهای جستجو
کوردستان کردستان کورد کرد نیوز سنندج ایلام ارومیه کرماشان اخبار هه
وال آتئیست لامذهب بی دین بیخدا دین ناباور گریلا مبارز
atheistakan iranian kurdish atheist society atheist news rojhilat kurdnews kurdistan news hawal

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via بالاترین by boof on 1/9/11

کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: به حکم دادگاه انقلاب اسلامی شهر مهاباد سه شهروند اهل روستای قم قلعه از توابع شهر مهاباد به نام های هیوا پورمند، عبدالوهاب فتاحی و قادر قنده به احکام حبس طولانی مدت محکوم گردیدند. به گزارش آژانس خبری موکریان، براساس حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب مهاباد، هیوا پورمند، وهاب فتاحی و قادر قنده به اتهام فعالیت تبلیغی علیه نظام و همکاری با احزاب غیرقانونی هر کدام به 6 سال حبس محکوم شده اند که این حکم در دادگاه تجدید نظر استان آذربایجان غربی به 5 سال کاهش یافته است. گفتنی است این سه شهروند هم اکنون در زندان مرکزی شهر مهاباد دوران محکومیت خود را سپری می نمایند.
با ۴۵ امتیاز و ۱ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات

 
 

Things you can do from here:

 
 

مهران مدیری درود

کلمات کلیدی برای موتورهای جستجو
کوردستان کردستان کورد کرد نیوز سنندج ایلام ارومیه کرماشان اخبار هه
وال آتئیست لامذهب بی دین بیخدا دین ناباور گریلا مبارز
atheistakan iranian kurdish atheist society atheist news rojhilat kurdnews kurdistan news hawal

 
 

Sent to you by گریلا via Google Reader:

 
 

via بالاترین by persiwom on 1/9/11

طنزی که جدیدا با عنوان طنز برنامه های ماهواره وارد بازار شده است را دیدم.و حالا چند کلام از زنی بشنو که یک نسل بعد از تو پا به این کشور گذاشت و زمانی تمام دل خوشی زندگی اش ، ساعت خوش پنج شنبه هایت بود. مهران مدیری ! دختران و پسران خارج نشین هم خونت را به سخره گرفتی. درست. ولی این جوانان بی اصل و نصب که زبان فارسی را با لهجه انگلیسی صحبت می کنند ، فرزندان کوچ نشین هم کیشان توهستند. فرزندانی که در پی یافتن اصل خویش در روزگاری بی وصلند . با قیمانده نسلی که فراغ خاکشان را به جان خریدند تا ذره ای از زندان وطن دور باشند شاید طعم شیرین اختیار را در ورای مرزهای اجبار بچشند. فارغ از این حقیقت که ،ایرانی هر کجای دنیا که رود ایرانی است و تا ذره ذره خاک کشورش اسیر است ، ذره ای ازجانش و روحش و ذاتش آزاد نخواهد بود. حالا دوباره با دیدن برنامه ات از خود می پرسم :سرمایه اصالت ایرانی راکه به تاراج برد؟ که اجازه تاراجش را داد؟ جز آنکس که «درود» را به سخره می گیرد؟ اشعارحافظ چرابدست حافظ ناشناسان افتاد؟ آیا من و تو حافظ حافظ سرزمینمان بودیم ؟ وقتی مولانا و خیام خارج نشین شدند، خارج نشین ایرانی چرا فارسی را بدون لهجه صحبت کند؟ مهران جان! تودیالوگهای بین زن و مرد در ماهواره را به تمسخر می گیری در حالیکه در صدا و سیمای میلی کشورمن و تو، دیالوگهای آزاد بین زن و مرد ، جایش را به ظاهر سازی خشک و خشن اسلامی داده .مرد و زنی که می توانند همدیگر را به اسم کوچک صدا کنند و دوستانه گپی بزنند، با حجاب دروغین زهد، از هم دوری می کنند در حالیکه همین به اصطلاح پاکان ، تا به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند .چرا که خلوت زن و مرد در کشورمن و تو ، جز آن کار دیگر معنایی ندارد. خوانندگان لس آنجلسی را مسخره کردی .ولی بدان درجایی که شنیدن صدای زنان جرم است و اسباب طرب ، آلت جرم محسوب می شود، خوانندگان ایران ، چه زن و چه مرد خواهند خواند و محفل سرد مردم را گرم خواهند کرد و لبخندی هر چند گذرا به لب این مردم زجر کشیده خواهند آورد .اشتباه نکن! انسان ضعف کرده ، از چشیدن شیرینی شادی حالت تهوع نمی گیرد.جان تکیده مردم ایران ، تشنه جرعه ای شادی است. تو اگر مرد هنری ، در کنار مردم باش. نیاز مردم را از مهمانی ها و محافل خصوصی شان دریاب! رقص و دست و شادی ، نیاز است. نیازی که یک عمر زیر سایه استبداد پر تفرعن دینی ، سرکوب شده.. و حالا یک اشاره مستقیم به دردناک ترین قسمت برنامه ات: در سومین کانال سیاسی ، آنجا که بحث دموکراسی و جنبش مدنی بین دو نفر ، یک مجری و یک کارشناس ، با تکرار کلمه درود ، ردو بدل می شد، چندین بارعبارت افزایش دهنده طول مبارزات مدنی برای رسیدن به دمکراسی ، تکرار شد و در کنار آن از کلماتی مانند سفت کننده ، بزرگ کننده و انجام عمل از هر دوطرف برای موفقیت در این راه ،استفاده شد.با یک قیاس بسیار ساده می توان دریافت که در اینجا بازیگر با به کار بردن عبارت افزایش طول مبارزات مدنی ، آن را به چه چیزی تشبیه کرده است. آقای مهران مدیری ! آیا خواسته ای با این هجو سخیف(که مرا به یاد اخراجی های ده نمکی انداخت) با به سخره گرفتن مبارزات اپوزیسیون ، به بی ارزش بودن آن اشاره کنی؟ کلماتی مانند جنبش ، حرکت مدنی و اعتراض طی دو سال اخیر برای مردم کشورت دارای بار معنایی عمیقی شدند. جنبش مدنی ایران، خیزش احساسات مردمی بود که در پی سالها سرکوب و سکوت اجباری،با شرکت در انتخاباتی سراسر ننگ به سخره گرفته شدند وتحمل این تحقیر و رسوایی را تاب نیاوردند و با بغض سکوت ودستهای خالی به میدان آمدند. خیزشی که که با وحشیگری حکومت به صحنه جنگ خیابانی تبدیل شد..جنگی که یک سمت آن مردم بی پناه حقجوبودند و طرف دیگرآن، مزدوران تا دندان مسلح رژیم . خونریزو سرکوبگربا اسلحه های آتشین و آماده ویران کردن تمام مرزهای انسانیت. جنبشی که با خون جوانان در کف خیابانها ،دانشگاهها و خوابگاهها رنگ گرفت. جنبشی که صدها قلم بدست فرهنگی را روانه زندانهای سیاسی کرد وداغ صدها عزیز را بر سینه رنج کشیده مردم ستمدیده ایران گذاشت. و دیگر اینکه تو در همان روزها مشغول ساختن قهوه تلخ بودی. بدان که کام زهر چشیده مردم با قهوه تلخت ، شیرین نخواهد شد. مهران مدیری! تو فرزند باهوش و فرهیخته همین سرزمینی . نگوکه چشمت رارو به دردهای مردمت بسته ای . آری ، نیم نگاهی به برنامه های سیاسی خارج نشینان بی درد داشتی و هزلی سرودی تا لبخندی بر لبی نشانی و زبانی به تمجید خود بگشایی. شهرام همایون پرچم ایران را فروخت. تو چرا نام همایونی آریا را می فروشی. شهرام همایون ها و داور ها رابه جرم سودجویی به سخره می گیری؟ دیالوگ دکتر شادزی که می گفت کپی سی دی ها مثل اصلشان اثر نمی کند تو را به یاد سخنرانی چند ماه قبل خودت نمی اندازد که از این مردم بی فرهنگ دزد سی دی کپی کن چه تقاضای عاجزانه ای کردی؟ مردم ایران ، آن زن و مرد ابلهی نیستند که روبه روی ماهواره نشسته بودند و با دیدن رقص وطرب ، لب را به دندان می گزیدند. این مردم اگر با تمام به قول تو 900 شبکه ماهواره هم قهر کنند ، هرگز با صدا و سیمای میلی این رژیم آشتی نخواهند کرد. و بدان که.. قدم نهادن در راه دشمنی با دشمن دشمن مردم ، یعنی به راه دوستی با دشمن مردم رفتن. به امید روزی که دردهای امروز را با دیدن برنامه هایت فراموش کنیم. به امید ساعات خوشی واقعی.
با ۳۳ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش هنر و ادبیات
نظرات

 
 

Things you can do from here: