Sent to you by گریلا via Google Reader:
با ۷۷ امتیاز و ۵ نظر فرستاده شده در بخش سیاست
نظرات
Things you can do from here:
- Subscribe to بالاترین using Google Reader
- Get started using Google Reader to easily keep up with all your favorite sites
اخبار جامعه آتئيست هاي كورد ايراني ( آتئيسته كان جه ماوه ري كورده ئاتيسته كاني ئيران ( آتئيسته كان) جامعه آتئيست هاي كورد ايراني ( آتئيسته كان يا ايكاس ) Iranian Kurdish Atheist Society (IKAS or Atheistakan)
برای من مانند روز روشن است که مردم به مفهوم عام، میتوانند بسیار شرور باشند، یکی از دلایلی که من تفکر را بر سیاست ترجیح دادم همین بود که از شر مردم در امان باشم. سقراط را یک آدم خوب نمیکشت، اما مردم او را کشتند.
مدتهاست حجت الله نیکویی زندانی و ناپدید شده است و من هر آنچه در دست داشتم کردم اما صدای من به گوش کسی نرسید.
پستی این زمانه ما را به حیواناتی بدل کرده است که زندانی شدن یک آدم بخاطر افکارش برایمان عادی شده است، هربار نام کسی را در اخبار میبینیم که فردا اعدام میشود، انگار زیاد اتفاق مهمی پیش نیامده، با خود میگوییم خوب این که خبر مهمی نیست هر روز این کار را میکنند، گویا ما پذیرفته ایم که در زمان حیات ما شرورانی حق داشته باشند آدمها را هنوز بخاطر عقایدشان و نشر آنها بکشند. گاهی فکر میکنم این عادی شدن اخبار وحشتناک ایران ما را از بانیان این جنایات پست تر میکند.
ایرانی بودنمان، میهن دوستی مان، و در ادامه آن ایرانی دوستیمان که هیچ، حتی انسانیتمان را هم این رژیم خدشه دار کرده است، که هیچ نمیکنیم.
از آدمهای عادی که مشغول روز مرگی های هر روزه هستند نمیتوان انتقادی کرد، اما فعالان حقوق بشر، روزنامه نگاران آزادیخواه چرا نام حجت الله نیکویی را مطرح نمیکنند؟
شاید میترسند از اینکه محکوم به اسلام ستیزی شوند و دکان رسانه ایشان کساد شود.
روزنامه نگارها توی این دنیا از وکلا و فعالان سیاسی و هنرمندان و متفکران نقش بیشتری روی بسط عدالت و انسانگرایی دارند. اگر این طبقه هم انسانیت و عدالتش تضعیف شود کل این اجتماع تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
اما پرسشی که ذهن مرا مدتی است مشغول کرده است این است که من چه کنم.
پاسخی که به ذهنم میرسد هم این است که من اساساً برای ستیز با چنین چیزی اقدام کرده ام که به اینجا رسیده ام، از همان روز نخست من بخوبی میدانستم این راه چنین منظره هایی هم دارد. این است که من بیکار نخواهم نشست.
نابود باد اسلام این دین کریه تازی
| |||||
در راستای گیر سه پیچ ما به مساله تونس و دولتی که آنها توانستند در فاصله یک ماه عوض کنند و ما یکی دو سال زور زدیم و نتوانستیم, اینک پرسشهائی فلسفی برای طیفهای متعدد ایرانی از این واقعه جانگداز بجا مانده که پاره ای از آنها به سمع و بصر شما خودبخود می آیند:
اصولگرایان:
1- تمامی شواهد و قرائن الی ماشاءالله نشان می دهند که خداوند نظام حاکم بر تونس را دوست دارد. پس نقش شیشه های نوشابه تونس در تحقق این مشیات الهی و نجات دادن نظام حاکم بر تونس چه بوده؟
2- آیا امام زمان تمامی سربازان گمنامش را به ایران اعزام کرده بود که سربازان گمنام در تونس نتوانستند قدرت خدا را از آستین و احیانا شورت خود بیرون بکشند؟
3- مردم تونس چرا حماسه 9 دی در آن کشور را بدستور صهیونیستها و سران فتنه نادیده گرفته و عکس بن علی را پاره کرده و دلها را بدرد آوردند؟
درخشش تيم ملي در جام هاي قبلي رابطه مستقيمي با حضور يك ماشين گلزني تمام عيار داشته است. مثل سه دوره اي كه تيم ملي روي سكو رفت و آقاي گل جام هم يك ايراني بود.
لیست کلی بهترین گلزنان ایران در جام ملت های ادوار گذشته به شرح زیر است:
1968: همایون بهزادی 4 گل در 4 بازی
1972: حسین کلانی 5 گل در 5 بازی
1976: غلامحسین مظلومی 3 گل در 4 بازی
1980: بهتاش فریبا با به ثمر رساندن 7 گل در شش بازی آقای گل این رقابت ها شد.
1984: ناصر محمد خانی و شاهرخ بیانی 3هر كدام گل در 6 بازی
1988: فرشاد پیوس 2 گل در 6 بازی
1992: سیروس قایقران و فرشاد پیوس هر كدام یک گل در 3 بازی
1996: علی دایی با به ثمر رساندن 8 گل در 6 بازی آقای گل این رقابت ها شد.
2000: علی دایی 3 گل در 4 بازی
2004: علی کریمی با به ثمر رساندن 5 گل در 6 بازی آقای گل این رقابت ها شد.
این در حالی است که در طول ۳۲ سال گذشته، بنا به شواهد و مدارک، هاشمی رفسنجانی نسبت به «بداخلاقی سیاسی» در مورد مخالفان و منتقدان جناحی که در آن حضور داشته یا ساکت بوده و یا به نحوی «بداخلاقان» را مرود حمایت قرار داده است.
اما اشاره هاشمی به مقاله «رشیدی مطلق» و کنایه او به «رشیدی مطلق»های جدید درون نظام میتواند هشداری به خطر فروپاشی نظام هم ارزیابی شود. اشاره به نامه رشیدی مطلق در سال ۱۳۵۶ به تجمع اعتراضی مردم قم و کشته شدن تعدادی در این برنامه اعتراضی و برگزاری مراسم چهلم «شهدای ۱۹ دی» در شهر تبریز که نهایتا منتهی به شورشهای خیابانی در سراسر کشور شد و منتهی به سقوط رژیم شاه گردید، میتواند نوعی مشابهت سازی تاریخی از سوی هاشمی رفسنجانی باشد.
متن کامل یادداشت هاشمی رفسنجانی به شرح زیر است:
توهین و تهمت به کسانی که جایگاهی در قلوب مردم یک سرزمین یا پیروان یک آیین الهی دارند، شیوه همیشگی کسانی است که پایههای قدرت خویش را بر تارهای عنکبوتی بنا نهادهاند و شگفتا در تاریخ بسیار دیدیم و شنیدیم که حاکمان ناحق بسیاری، برای بقای خویش به این شیوه نخنما تمسّک جستند و هر بار نیز آفتاب حقیقت از پس ابر توهین و تهمت بردمید و اساس شبپرستان را درنوردید، اما اذناب جور به این میراث اجدادی خویش پایبندند.
به تاریخ صدر اسلام برگردید که سران بتپرست حجاز، وقتی عجز خویش را در مقابله با پیامهای آسمانی پیامبر رحمت دیدند و از اقبال مردم به دعوت اسلام و ادبار از خویش ترسیدند، تیر توهین و تهمت را در ترکش نهادند تا شاید با سیاهنمایی نورانیت رسول مکرم(ص) و سحر و جادو خواندن کلام وحی، بر روزگار قدرت خویش چند صباحی بیفزایند، اما دیدیم که لات، هبل و عزی یکی پس از دیگری شکستند و وحدانیت خدا در قالب تعالیم متعالی اسلام بر زبانها جاری شد و امروز مسلمانان با بیش از یک ونیم میلیارد جمعیت و ۵۶ کشور با قومیتهای مختلف و زبانهای گوناگون فریاد برمیآورند که «اشهد ان محمداً رسول الله»
فراز و فرود تاریخ و تهمت و توهین طاغوتیان در حق حقگویان را در ۱۴۰۰ سال گذشته میدانید و به رسم ایجاز، به تاریخ معاصر ایران، به عنوان ام القرای جهان اسلام میپردازم که سلطنتی به شیوه اشراف مکه و مدینه در اندیشه شوم حکومت موروثی به شیوه دیکتاتوری و استبدادی داشت.
مردی از قبیله اهل بیت(علیهمالسلام) علم مبارزه ضد طاغوت را هرچند گروهی در آن مقطع پرچم ضلال میدانستند، برافراشت و در طول ۱۷ سال با زبرالحدیدهایی که داشت، مردم را به میدان آورد.
اگر در نقطه آغاز مبارزه، رژیم پهلوی با کشتار بیرحمانه در ۱۵ خرداد ۴۲ و تبعید امام و حبس مبارزان، تسمه از گرده مردم کشید و به قول خویش زهر چشم گرفت، اما آن آتش، زیر خاکستر نهان بود و هر از چند گاهی انفاس قدسیه امام(ره) در بیانیهها و روشنگریهای مبارزان در سخنرانیها، بر آن میدمید و در گذر زمان به سال ۱۳۵۶ رسیدیم.
رژیم پهلوی براساس اطلاعات میدانی ساواک که بعضاً تا عمق خانوادهها نیز نفوذ داشت، مانند سران مشرک قریش، پی به عجز خویش در مقابله با اقبال روزافزون مردم به امام و نهضت روحانیت برد و در همان سال، دو سیاست را برای ترور فیزیکی و شخصیتی امام پی گرفت.
برای ترور فیزیکی نور چشم امام، حاج آقا مصطفی خمینی را در آبان ماه ۱۳۵۶ نشانه گرفتند تا امام را از ادامه مبارزه مأیوس کنند. اما وقتی استواری امام را در تداوم مبارزه و صلابت مردم در حمایت از امام دیدند، در دی ماه همان سال سیاست ترور شخصیتی امام را در دستور کار خویش قرار دادند و مقالهای سراسر توهین و تهمت به امام را در روزنامه اطلاعات منتشر کردند که به اعتراف دوست و دشمن، اتفاقات پس از آن، سقوط رژیم پهلوی را در سراشیبی تسریع نهاد.
مردم همه شهرهای ایران، به خصوص مردم شهر قم که امام را با همه سوابق میشناختند، چون آتشفشانی به خروش آمدند و اگرچه در ۱۹ دی در خیابانهای قم در خون خویش غلتیدند، اما گدازههای خشم و نفرت خویش را بر کاخ پوشالی و سست بنیاد پهلوی ریختند.
همراهی پیر و جوان و زن و مرد قم با طلبهها، فضلا، علمای بیدار و مراجع بزرگوار برای دفاع از حقانیت وجود یک سید جلیلالقدر از سلاله پاکان ثابت کرد که تقدیر الهی در قرار دادن مضجع شریف حضرت معصومه(س) در قم و بعدها تأسیس حوزه علمیه در این خطه از جغرافیای وسیع ایران بیحکمت نبوده است.
مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶ با خون خویش درختی را آبیاری کردهاند که سالها پیش خون مردم تهران و کفنپوشان ورامین و خود قم در پای نهال آن ریخته شده بود. درختی که شاگردان امام در طول ۱۵ سال تبعید رهبر خویش با تحمل مرارتهای شکنجه و زندان نگذاشتند شاخههای انحرافی بر آن رشد نماید، درختی که یک سال پس از قیام خونین مردم قم با عنوان «جمهوری اسلامی» ثمر داد. درختی که در سالهای پس از پیروزی، تثبیت و تداوم خویش با حضور مردم و اهدای خون جوانان در دفاع مقدس، سایه گستر شده است.
اینک ۳۰ سال از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد و بقایای فکری دینزدایی و روحانیتستیزی که در بهار هوشیاری مردم ایران، چون مارهای افسرده سر در خاک انتقام فرو برده بودند، در پاییز بداخلاقیهای سیاسی و اختلافات سلیقهای، پوستاندازی کرده و سر برآوردهاند و خاکریز به خاکریز جلو میآیند و شاهدیم که پس از توهین و تهمت به سران روحانی عرصه سیاست در ۳۰ سال گذشته، به فضلا، علما و مراجع قم رسیدهاند.
تأسفآور است که این بار برای توهین و تهمت، لباس رشیدی مطلقها را درآورده و خرقه دوستی و ارشاد پوشیدهاند، رندانه با چراغی که دروغ را اخلاق، تهمت را مبارزه و توهین را جهاد میدانند، مزوّرانه پشت خاکریزی پناه گرفتهاند که مطمئناً آخرین و بالاترین هدف آنها خواهد بود.
والسلام