Sent to you by گریلا via Google Reader:
Things you can do from here:
- Subscribe to Kurdish Perspeictive using Google Reader
- Get started using Google Reader to easily keep up with all your favorite sites
اخبار جامعه آتئيست هاي كورد ايراني ( آتئيسته كان جه ماوه ري كورده ئاتيسته كاني ئيران ( آتئيسته كان) جامعه آتئيست هاي كورد ايراني ( آتئيسته كان يا ايكاس ) Iranian Kurdish Atheist Society (IKAS or Atheistakan)
برای من مانند روز روشن است که مردم به مفهوم عام، میتوانند بسیار شرور باشند، یکی از دلایلی که من تفکر را بر سیاست ترجیح دادم همین بود که از شر مردم در امان باشم. سقراط را یک آدم خوب نمیکشت، اما مردم او را کشتند.
مدتهاست حجت الله نیکویی زندانی و ناپدید شده است و من هر آنچه در دست داشتم کردم اما صدای من به گوش کسی نرسید.
پستی این زمانه ما را به حیواناتی بدل کرده است که زندانی شدن یک آدم بخاطر افکارش برایمان عادی شده است، هربار نام کسی را در اخبار میبینیم که فردا اعدام میشود، انگار زیاد اتفاق مهمی پیش نیامده، با خود میگوییم خوب این که خبر مهمی نیست هر روز این کار را میکنند، گویا ما پذیرفته ایم که در زمان حیات ما شرورانی حق داشته باشند آدمها را هنوز بخاطر عقایدشان و نشر آنها بکشند. گاهی فکر میکنم این عادی شدن اخبار وحشتناک ایران ما را از بانیان این جنایات پست تر میکند.
ایرانی بودنمان، میهن دوستی مان، و در ادامه آن ایرانی دوستیمان که هیچ، حتی انسانیتمان را هم این رژیم خدشه دار کرده است، که هیچ نمیکنیم.
از آدمهای عادی که مشغول روز مرگی های هر روزه هستند نمیتوان انتقادی کرد، اما فعالان حقوق بشر، روزنامه نگاران آزادیخواه چرا نام حجت الله نیکویی را مطرح نمیکنند؟
شاید میترسند از اینکه محکوم به اسلام ستیزی شوند و دکان رسانه ایشان کساد شود.
روزنامه نگارها توی این دنیا از وکلا و فعالان سیاسی و هنرمندان و متفکران نقش بیشتری روی بسط عدالت و انسانگرایی دارند. اگر این طبقه هم انسانیت و عدالتش تضعیف شود کل این اجتماع تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.
اما پرسشی که ذهن مرا مدتی است مشغول کرده است این است که من چه کنم.
پاسخی که به ذهنم میرسد هم این است که من اساساً برای ستیز با چنین چیزی اقدام کرده ام که به اینجا رسیده ام، از همان روز نخست من بخوبی میدانستم این راه چنین منظره هایی هم دارد. این است که من بیکار نخواهم نشست.
نابود باد اسلام این دین کریه تازی
| |||||
در راستای گیر سه پیچ ما به مساله تونس و دولتی که آنها توانستند در فاصله یک ماه عوض کنند و ما یکی دو سال زور زدیم و نتوانستیم, اینک پرسشهائی فلسفی برای طیفهای متعدد ایرانی از این واقعه جانگداز بجا مانده که پاره ای از آنها به سمع و بصر شما خودبخود می آیند:
اصولگرایان:
1- تمامی شواهد و قرائن الی ماشاءالله نشان می دهند که خداوند نظام حاکم بر تونس را دوست دارد. پس نقش شیشه های نوشابه تونس در تحقق این مشیات الهی و نجات دادن نظام حاکم بر تونس چه بوده؟
2- آیا امام زمان تمامی سربازان گمنامش را به ایران اعزام کرده بود که سربازان گمنام در تونس نتوانستند قدرت خدا را از آستین و احیانا شورت خود بیرون بکشند؟
3- مردم تونس چرا حماسه 9 دی در آن کشور را بدستور صهیونیستها و سران فتنه نادیده گرفته و عکس بن علی را پاره کرده و دلها را بدرد آوردند؟